تبليغاتX
سلامت حرفه ای

سلامت حرفه ای

صفحه نخست

آرشيو وبلاگ

پست الکترونيک

درباره وبلاگ

مطالب این وبلاگ نتیجه گردآوری منابع مختلف میباشد


پیوندها
:: قالب بلگفا ::

پیوندهای روزانه
حراجی اینترنتی
آيين نامه هاي حفاظت فني و بهداشت كار
مهندس مهران قلعه نوی
بانک کتب الکترونیکی HSE
دکتر محمد فام
ایران سلامت
ایمنی گارگاه ها
قانون
www.labour.gov
ارگونومی
NIOSH
osha
تمام پیوندها

امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS
.............................................................................................................. ..................................................................................................................... ...........................................................................
طراحی قالب وبلاگ

علمی - بهداشتی

مشكلات چشم ناشي از كار با كامپيوتر Computer Vision Syndrome

CVS چيست؟

CVS مجموعه اي از علائم چشمي و بينايي است كه بر اثر كار با كامپيوتر ايجاد مي شوند. تقريبا 4/3 كسانيكه زياد با كامپيوتر كار مي كنند گرفتار اين علائم هستند. به نظر مي رسد با فراگيرتر شدن بكارگيري كامپيوتر در محل هاي كار و حتي در خانه ها تعداد كسانيكه از CVS رنج مي برند روبه افزايش باشد.

 

علائم CVS

مهمترين علائم CVS عبارتند از: خستگي چشم، خشكي چشم، سوزش، اشك ريزش و تاري ديد. CVS همچنين ممكن است سبب درد در گردن و شانه ها نيز بشود.
چشم انسان حروف چاپي را بهتر از حروف نمايش داده شده بر روي مانيتور مي بينند. علت اين امر اين است كه حروف چاپي كنتراست بيشتري با صفحه سفيد زمينه داشته و لبه هاي آنها واضح تر است حال آنكه در مورد صفحه مانيتور چنين نيست و لبه ها به وضوح حروف چاپي نيستند بلكه حروف از يك مركز با كنتراست بالا شروع شده و به تدريج كم رنگ تر مي شوند و پس از تبديل به خاكستري كمرنگ ناپديد مي گردند. بنابراين لبه هاي حروف بر روي صفحه مانيتور وضوح حروف چاپي را ندارد.
يكي از مهمترين دلايل خشكي و سوزش چشم هنگام كار با كامپيوتر كاهش ميزان پلك زدن است بطوريكه افراد هنگام كار با كامپيوتر تقريبا1/5حالت عادي پلك مي زنند. اين مسأله به همراه خيره شدن به صفحه مانيتور و تمركز بر روي موضوع كار سبب مي شود تا پلك ها مدت بيشتري با بمانند و در نتيجه اشك روي سطحچشم سريعتر تبخير مي شود.

 

10 توصيه براي كاهش علائم CVS

سعي كنيد بطور ارادي پلك بزنيد. اين كار سبب مي شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود. در صورتيكه مشكل شما شديد باشد مي توانيد از قطره هاي اشك مصنوعي استفاده كنيد.
مركز مانيتور بايد حدود 10 تا 20 سانتي متر پايين تر چشمان شما باشد. اين وضعيت علاوه بر اينكه باعث مي شود پلك ها پايين تر قرار گيرند و سطح كمتري از چشم در معرض هوا باشد. از خستگي گردن و شانه ها نيز مي كاهد. در اين موارد هم بايد مانيتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلي را نسبت به ميزكار تنظيم كرد بطوريكه ساعد شما هنگام كار با keyboard موازي با سطح زمين باشد.
مانيتور خود را طوري قرار دهيد كه نور پنجره يا روشنايي اتاق به آن نتابد. هنگام كار با كامپيوتر سعي كنيد پرده ها را بكشيد و روشنايي اتاق را نيز به نصف وضعيت معمولي كاهش دهيد. اگر از چراغ مطالعه بر روي ميز خود استفاده مي كنيد آن را طوري قرار دهيد كه به صفحه مانيتور يا چشم شما نتابد. همچنين مي توانيد از صفحه هاي فيلتر نيز بر روي صفحه مانيتور استفاده كنيد. تابش نور به صفحه مانيتور سبب كاهش كنتراست و خستگي چشم مي شود. اين مسأله بخصوص زمانيكه زمينه صفحه تيره باشد شديدتر خواهد بود.
به چشمان خود استراحت دهيد. سعي كنيد هر 5 تا 10 دقيقه چشم خود را از مانيتور برداشته و به مدت 5 تا 10 ثانيه به نقطه اي دور نگاه كنيد. اين كار سبب استراحت عضلات چشم مي شود. همچنين به شما وقت مي دهد پلك بزنيد و سطح چشم شما مرطوب شود.
اگر مجبوريد كه متناوبا به يك صفحه نوشته و مانيتور نگاه كنيد (خصوصا در مورد تايپيست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زيرا بايد تطابق خود را تغيير دهد. براي جلوگيري از اين مسأله سعي كنيد صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانيتور قرار دهيد. براي اينكار مي توانيد از copyholder استفاده كنيد.
فاصله مانيتور با چشمان شما بايد 50 تا 60 سانتي متر باشد.
روشنايي و كنتراست مانيتور خود را تنظيم كنيد. ميزان روشنايي مانيتور بايد با روشنايي اتاق هماهنگي داشته باشد. يك روش براي تنظيم روشنايي مانيتور اين است كه به يك صفحه وب با زمينه سفيد (مثل اين صفحه) نگاه كنيد. اگر سفيدي صفحه براي شما مثل يك منبع نور است روشنايي مانيتور زياد است و بايد آن را كم كنيد. در مقابل، اگر صفحه كمي خاكستري به نظر مي رسد روشنايي  را زياد كنيد.  در مجموع روشنايي بايد در حدي باشد كه چشمان شما احساس راحتي كنند. كنتراست مانيتور بايد حداكثر باشد تا لبه هاي حروف بيشترين كنتراست را با نوشته خود پيدا كند.
مشخصات ديگر مانيتور خود را تنظيم كنيد. كيفيت نمايش تصاوير بر روي مانيتور به سه عامل بستگي دارد: Resolution ، Refresh Rate ، و DotePitch.
Refresh Rate نشاندهنده فركانس تجديد تصوير بر روي مانيتور است. فركانس پايين مي تواند براي چشم خسته كننده باشد و فركانس هاي خيلي پايين سبب پرش تصوير مي شوند. بهترين Refresh Rate حدود 70 هرتز يا بيشتر است. Resolution يا وضوح تصوير كه به Refresh Rate نيز بستگي دارد به تراكم پيكسل هاي تصوير بر روي مانيتور گفته مي شود. هرچه تعداد پيكسل ها بيشتر باشد جزئيات بيشتري از تصويز ديده مي شود. بطوركلي هرچه Resolution بيشتر باشد بهتر است ولي بايد به Refresh Rate نيز توجه داشت. گاهي Resolution بالا Refresh Rateپايين دارند بنابراين بايد وضعيتي را انتخاب كرد كه هر دو بيشترين تعداد را داشته باشند.
Dot Pitch بر sharpness تصوير مؤثر است و هر چه عدد آن كمتر باشد تصوير sharpتر است. بيشتر مانيتورها dot pitch بين 25/0 تا 28/0 ميلي متر دارند. 28/0  ميلي متر يا كمتر عدد مطلوب است. Refresh Rate و Resolution را در ويندوز مي توانيد در Display Properties تنظيم كنيد ولي dot pitch قابل تنظيم نيست.
اگر علي رغم رعايت توصيه هاي گفته شده باز هم دچار علائم CVS هستيد مي توانيد از عينك هاي مخصوص استفاده كنيد زيرا گاهي مشكل در ديد متوسط است. ما بطور معمول كمتر از ديد متوسط استفاده مي كنيم زيرا بيشتر اوقات يا اشياء دور رانگاه مي كنيم و يا اشياء نزديك. ولي مانيتور كامپيوتر دقيقا در فاصله اي از چشم قرار مي گيرد كه مربوط به ديد متوسط است. اگر شما عينكي هستيد عينك شما به احتمال زياد براي كار با كامپيوتر مناسب نيست زيرا ديد متوسط را اصلاح نمي كند. براي دريافت عينك مناسبكامپيوتر به چشم پزشك مراجعه كنيد.
هنگام كار با كامپيوتر سعي كنيد گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهيد. قوز كردن هنگام كار طولاني با كامپيوتر سبب دردهاي گردن و شانه ها مي شود. اگر پشتي صندلي شما قابل تنظيم است آن راطوري تنظيم كنيد كه كاملا به پشت شما بچسبد. همچنين ارتفاع صندلي خود را طوري تنظيم كنيد كه كف پاها روي زمين قرار داشتهو زانوي شما در زاويه 90 درجه قرار داشته باشد. Keyboard و Mouse بايد پايين تر از آرنج و نزديك دستان شما قرار داشته باشد.
و نهايتا اينكه:
اگر همچنان بر اثر كار با كامپيوتر دچار مشكلات چشمي هستيد بهتر است به يك چشم پزشك مراجعه كنيد.
 

 
webmaster[at]noorvision[dot]com
بيمارستان چشم پزشكي نور

نوشته شده توسط سلامی در شنبه 1387/07/27 ساعت 12:54 | لینک ثابت |

دودكش خورشیدی راهكاری جدید برای تولید برق از انرژی خورشیدی

 

اساساً اگر بخواهید انرژیهای تجدید‌پذیر از كاربرد وسیعی برخوردار شوند باید كه تكنولوژی‌های ارایه شده ساده و قابل اعتماد بوده و برای كشورهای كمتر توسعه یافته نیز مشكلات فنی به همراه نداشته باشد و بتوان از منابع محدود مواد خام آنها نیز استفاده كرد. در مرحله بعدی نیز باید به آب زیاد نیاز نداشته باشد.
در همینجا باید گفت كه تكنولوژی دودكش دارای این شرایط است. بررسیهای اقتصادی نشان داده است كه اگر این نیروگاهها در مقیاس بزرگ (بزرگتر یا مساوی ۱۰۰ مگاوات) ساخته شوند، قیمت برق تولیدی آنها قابل مقایسه با برق نیروگاههای متداول است. این موضوع كافی است كه بتوان انرژی خورشیدی را در مقیاسهای بزرگ نیز به خدمت گرفت.
بر این اساس می‌توان انتظار داشت كه دودكشهای خورشیدی بتوانند در زمینه تولید برق برای مناطق پرآفتاب نقش مهمی را ایفا كنند.
باید توجه داشت كه تكنولوژی دودكش خورشیدی در واقع از سه عنصر اصلی تشكیل شده است كه اولی جمع‌‌كننده هوا و عنصر بعدی برج یا همان دودكش و قسمت آخر نیز توربینهای باد آن است و همه عناصر آن برای قرنها است كه بصورت شناخته شده درآمده‌اند و تركیب آنها نیز برای تولید برق در سال ۱۹۳۱ توسط گونتر مورد بحث قرار گرفته است.
در سال ۸۴-۱۹۸۳ نیز نتایج آزمایشات و بحثهای نمونه‌ای از دودكش خورشیدی كه در منطقه مانزانارس در كشور اسپانیا ساخته شده بود، ارایه شد. در سال ۱۹۹۰ شلایش و همكاران در مورد قابل تعمیم بودن نتایج بدست آمده از این نمونه دودكش بحثی را ارایه كردند.
در سال ۱۹۹۵ شلایش مجدداً این بحث را مورد بازبینی قرار داد. در ادامه در سال ۱۹۹۷ كریتز طرحی را برای قرار دادن كیسه‌های پر از آب در زیر سقف جمع‌آوری كننده حرارت ارایه كرد تا از این طریق انرژی حرارتی ذخیره‌سازی شود.
گانون و همكاران در سال ۲۰۰۰ یك تجزیه و تحلیل برای سیكل ترمودینامیكی ارایه كردند و بعلاوه در سال ۲۰۰۳ نیز مشخصات توربین را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. در همین سال روپریت و همكاران نتایج حاصل از محاسبات دینامیك سیالاتی و نیز طراحی توربین برای یك دوربین خورشیدی ۲۰۰ مگاواتی را منتشر ساختند.
در سال ۲۰۰۳ دوز سانتوز و همكاران تحلیلهای حرارتی و فنی حاصل از محاسبات حل شده به كمك كامپیوتر را ارایه كردند.
در حال حاضر در استرالیا طرح نیروگاه دودكش خورشیدی با ظرفیت ۲۰۰ مگاوات در مرحله طراحی و اجرا است http://www.enviromission. Com.au. باید گفت كه استرالیا مكان مناسبی برای این فناوری است چون شدت تابش خورشید در این كشور زیاد است. در ثانی زمینهای صاف و بدون پستی و بلندی در آن زیاد است و دیگر اینكه تقاضا برای برق از رشد بالایی برخوردار است ونهایتاً اینكه دولت این كشور خود را به افزایش استفاده از انرژیهای تجدید‌پذیر ملزم كرده است و از این رو به ۹۵۰۰ گیگاوات ساعت برق در سال از منابع تجدید پذیر جدید نیاز دارد.


● اصول كار:
هوا در زیر یك سقف شفاف كه تشعشع خورشیدی را عبور می‌دهد، گرم می‌شود. باید توجه داشت كه وجود این سقف و زمین زیر آن بعنوان یك كلكتور یا جمع‌كننده خورشیدی عمل می‌كند. در وسط این سقف شفاف یك دودكش یا برج عمودی وجود دارد كه هوای زیادی از پایین آن وارد می‌شود. باید محل اتصال سقف شفاف و این برج بصورتی باشد كه منفذی نداشته باشد و اصطلاحاً «هوا بند» شده باشد.
بر همگان روشن است كه هوای گرم چون سبكتر از هوای سرد است به سمت بالای برج حركت می‌كند. این حركت باعث ایجاد مكش در پایین برج می‌شود تا هوای گرم بیشتری را به درون بكشد و هوای سرد پیرامونی به زیر سقف شفاف وارد شود. برای اینكه بتوان این فناوری را بصورت ۲۴ ساعته مورد استفاده قرارداد می‌توان از لوله‌ها یا كیسه‌های پرشده از آب در زیر سقف استفاده كرد. این موضوع بسیار ساده انجام می‌شود یعنی در طول روز آب حرارت را جذب كرده وگرم می‌شود و در طول شب این حرارت را آزاد می‌كند.
قابل ذكر است كه باید این لوله‌ها را فقط برای یكبار با آب پر كرده و به آب اضافی نیازی نیست. بنابراین اساس كار بدین صورت است كه تشعشع خورشیدی در این برج باعث ایجاد یك مكش به سمت بالا می‌شود كه انرژی حاصل از این مكش توسط چند مرحله توربین تعبیه شده در برج به انرژی مكانیكی تبدیل شده و سپس به برق تبدیل می‌شود.


● توان خروجی:
به زبان ساده می‌توان توان خروجی برجهای خورشیدی را بصورت حاصل‌ضرب انرژی خورشیدی ورودی (Qsolar) در راندمان مربوط به جمع‌‌كننده، برج و توربین بیان كرد:
در ادامه سعی می‌شود پارامترهای قابل محاسبه مشخص شوند ودر این راستا باید گفت كه Qsolar را می‌توان بصورت حاصلضرب تشعشع افقی (Gh) درمساحت كلكتور (Acoll) نوشت.
در داخل برج جریان گرمایی ناشی از كلكتور به انرژی سینتیك (بصورت كنوكسیون) و انرژی پتانسیل (افت فشار در توربین) تبدیل می‌شود.
بنابراین متوجه می‌شویم كه اختلاف دانسیته هوا كه ناشی از افزایش دما در كلكتور است، بعنوان یك نیروی محركه عمل می‌كند. هوای سبكتر موجود در برج در قسمت تحتانی و در قسمت فوقانی برج به هوای اطراف متصل است و از این رو باعث ایجاد یك حركت روبه بالا می‌شود. در یك چنین حالتی یك اختلاف فشار بین قسمت پایین برج (خروجی كلكتور) و محیط اطراف ایجاد می‌شود كه فرمول آن بصورت زیر است:
بر این اساس با افزایش ارتفاع برج، &#۹۱۶;Ptot افزایش خواهد یافت.
البته این اختلاف فشار را می‌توان (با فرض قابل صرفنظر كردن اتلافهای اصطكاكی) به اختلاف استاتیك و دینامیك تقسیم كرد قابل ذكر است كه اختلاف فشار استاتیك در توربین افت می‌كند و اختلاف فشار دینامیك بیانگر انرژی سینتیك جریان هوا است.
می‌توان بین توان موجود دراین جریان و اختلاف فشار كل و جریان حجمی هوا وقتی كه &#۹۱۶;Ps=۰، رابطه‌ای نوشت: راندمان برج را بصورت زیر بیان می‌كنند:در عمل افت فشار استاتیك ودینامیك ناشی از توربین است. در حالتی كه توربین وجود نداشته باشد می‌توان به حداكثر سرعت جریان دست یافت و تمام اختلاف فشار موجود به انرژی سینتیك تبدیل می‌شود:
بر اساس تخمین Boussinesq حداكثر سرعت قابل دسترسی برای جریان جابجایی آزاد بصورت زیر است:
كه دراین فرمول &#۹۱۶;T همان افزایش دما بین محیط و خروجی كلكتور (ورودی دودكش) است. معادل زیر بیانگر راندمان برج و پارامترهای موثر در آن است:
بر اساس این نمایش ساده شده در بین پارامترهای دخیل در دودكش خورشیدی، مهمترین عامل در راندمان برج، ارتفاع آن است. مثلاً برای برجی به ارتفاع ۱۰۰۰ متر اختلاف بین محاسبات دقیق و محاسبه تقریبی ارایه شده، قابل صرفنظر كردن است.
با دقت در معادلات (۱)، (۲) و (۳) می‌توان دریافت كه توان خروجی یك دودكش خورشیدی متناسب باسطح كلكتور و ارتفاع برج است.
مشخص شد كه توان تولید برق یك دودكش خورشیدی متناسب با حجم حاصل از ارتفاع برج و سطح كلكتور است یعنی می‌توان با یك برج بلند و سطح كم و یا یك برج كوتاه با سطح وسیع به یك میزان برق تولید كرد. البته اگر اتلاف اصطكاكی وارد معادلات شود دیگر موضوع فوق صادق نیست. با این وجود تا زمانی كه قطر كلكتور بیش از حد زیاد نشود می‌توان از قاعده سرانگشتی فوق استفاده كرد.


● كلكتور:
هوای گرم مورد نیاز برای دودكش خورشیدی توسط پدیده گلخانه‌ای در یك محوطه‌ای كه با پلاستیك یا شیشه پوشانده شده و حدوداً چند متری از زمین فاصله دارد، ایجاد می‌شود. البته با نزدیك شدن به پایه برج، ارتفاع ناحیه پوشانده شده نیز افزایش می‌یابد تا تغییر مسیر حركت جریان هوا بصورت عمودی با كمترین اصطكاك انجام پذیرد.

 

منبع:

مهندس عبدا... مصطفایی
سایت برق و الکترونیک

نوشته شده توسط سلامی در جمعه 1387/07/19 ساعت 14:24 | لینک ثابت |

کیفیت هوا


حفظ کیفیت هوا عبارتی است که تمامی عملیات لازم را برای کنترل کیفیت اتمسفر توصیف می‌کند.مقررات کنترل و سیاستهای کنترلی ، مجوز قانونی جهت اجرای سیاستهای کنترل ابداعات جدید ، مربوط به گازهای متصاعد شده در اتمسفر ، شبکه نظارت بر اتمسفر ، سیستم اطلاعات حفاظتی ، تاسیس سازماندهی نهادها ، سیستم مربوط به تجزیه و تحلیل شکایات درباره آلودگی هوا و عملیات نمونه‌برداری از گازهای خازج شونده از دودکش ، از جمله عناصر ضروری حفظ کیفیت هوا به شمار می‌روند.


کیفیت هوای اتمسفر و استانداردهای مربوط به گازهای آزاد شده شامل استانداردهای اول که متکی بر معیارهای کیفیت هوا ، ایمنی و حفظ سلامت جامعه را در دامنه‌ای گسترده رعایت نموده است در حالی که استانداردهای ثانوی که آنها نیز متکی بر معیارهای کیفیت هوا هستند جهت حفظ رفاه عموم از قبیل کارخانه‌ها ، حیوانات ، اموال و مواد پی‌ریزی شده‌اند. برای پایین آوردن آلودگی به کمتر از استانداردهای کیفیت هوای اتمسفر ، استانداردهای ملی مواد متصاعد شده با تکیه بر در دسترس بودن تکنولوژی کنترل وضع گردیدند.


● شاخصهای کیفیت هوا
آژانس حفاظت محیط زیست ، شورای کیفیت محیط زیست ، در توسعه شاخص استانداردهای آلاینده (PSI) به منظور گردآوری عوامل پیچیده‌ای که مجموعا کیفیت هوا را بوجود می‌آورند، با یکدیگر همکاری کرده و این شاخص اندازه‌ گیریهای مربوط به هوا را برای ۵ معیار اصلی آلاینده‌ها از صفر تا ۵۰۰ درجه بندی می‌نمایند. آلاینده‌های مربوط عبارتند از: منو اکسید کربن ، دی اکسید سولفور ، کل ذرات معلق اکسید کننده‌های فتوشیمیایی یا ازن و دی اکسیدکربن اگر غلظت هر یک از آلاینده اصلی بیش از مقدار پیش بینی شده برای کیفیت هوا در هر ایستگاه کنترل آلودگی باشد در آن روز معین ، کیفیت هوا درناحیه مورد نظر ناسالم است.


حتی اگر غلظت چهار آلاینده اصلی دیگر پایینتر از حد استاندارد ملی باشد. تنها هنگامی که اندازه گیری مربوط به همه پنج آلاینده‌ها دارای مقدار شاخص یا کمتر از مقداری که کمتر از نصف حد تعیین شده توسط استاندارد است باشد، اصطلاحا گفته می‌شود که کیفیت هوا خوب است.
 

▪ اعمال استانداردها
اعمال استانداردهای کیفیت هوای اتمسفر ، استانداردهای آزاد شدن گازها برای صنایع جدید و ساکن موجود و استانداردهای آزاد شدن موادی برای آلاینده‌های خطرناک وظیفه نهادهای ایالتی شمرده می‌شود. علاوه بر کنترل منابع ساکن موجود نهادهای ایالتی کنترل آلودگی هوا نیز باید به بررسی و مرور طرحهای ارائه شده برای توالی منابع جدید ساکن بپردازند. نهادهای ایالتی برای رفع مقررات ضروری طرح‌ریزی شده جمعیت جلوگیری از رسیدن غلظتهای آلاینده‌ها در اتمسفر به حدودی که برای سلامت انسان خطرناک هستند، دارای اختیار و قدرت می‌باشند.


در وهله اول که به آن مرحله هوشیاری گفته می‌شود. اولین مرحله کنترل آغاز می‌شود. در مرحله هشدار بر عملکرد دستگاههای خاکستر ساز و وسائط نقلیه محدودیتهایی اعمال می‌شوند. در مرحله سوم ، علاوه بر تعیین حد اضطراری بر اجاقهای سرباز ، عملکرد خاکسترسازها ، واحدهای صنعتی و اتومبیلها کنترلهای شدید اعمال می‌شود. نهادهای ایالتی باید به کنترل انتشار گازهای آلاینده خطرناک بپردازد یعنی آن دسته از آلاینده‌هایی که می‌توانند در افزایش مرگ و میر یا شیوع بیماریهای جدی ناتوان کننده برگشت ناپذیر نقش داشته باشند.ایالتها باید به رعایت استانداردهای ملی مواد آزاد شده در اتمسفر ، وضع شده برای پنج ماده خطرناک (پنبه نسوز ، بریلیم ، جیوه ، وینیل کلراید و بنزن) ملزم باشند.


● منبع نشر آلاینده
عبارتست از روشن کردن منابع آلودگی هوا در یک ناحیه مشخص و تعریف انواع و مقدار آلودگی که این منابع ممکن است بوجود آورند، نشر آلاینده‌ها ، تناوب ، تداوم و مقدار نسبی نشر آلودگی مربوط به هر منبع. پنج آلاینده صلی هوا که معمولا در یک منبع انتشار آلودگی در نظر گرفته می‌شوند، عبارتند از: منو اکسید کربن ، هیدروکربنها ، اکسیدهای نیتروژن و اکسیدهای گوگرد. با این وجود اندازه گیری اکسید کننده‌های فتوشیمیایی (یا ازن) در شاخصهای استاندارد آلاینده‌ها جایگزین اندازه گیری هیدروکربنها در بسیاری از منابع نشر آلودگی شده است.
 

● منابع نشر آلودگی
▪ منابع نشر آلودگی عبارتند از:
    ـ حمل ونقل وسائط نقلیه یا منابع متحرک احتراق
    ـ منابع ساکن احتراق
    ـ فرآیندهای صنعتی
    ـ دفع مواد زاید جامد و فعالیتهای متفرقه.


آگاهیهای مربوط به کمیت و کیفیت موارد مورد استفاده فرآیند شده سوخته شده در چهار گروه منبع را از طریق پرسشنامه‌ها ، تماس مستقیم با مدیران ، اتاقهای بازرگانی یا سازمانهای تحقیقاتی ، مطبوعات و مجلات ، منابع اطلاعاتی ، آژانسهای ایالتی و یا منابع مطلع می‌توان بدست آورد. با جمع آوری اطلاعات از راههای مذکور می‌توان از این آگاهیها با توجه به عامل نشر برای تعیین آلودگی در یک جامعه مشخص و همچنین برای محاسبه سرعت نشر آلاینده استفاده کرد.

 

» منبع: Aftab.ir

 

نوشته شده توسط سلامی در چهارشنبه 1387/06/06 ساعت 20:7 | لینک ثابت |

انقلاب 6سیگما

 

چرا 6 سيگما ؟         

براي كمپاني «موتورولا» ، بنيانگذار متد 6 سيگما ، پاسخ به « چرا 6 سيگما ؟ » ، بسيار ساده است ؛ «بقا» . موتورولا به اين علت به 6 سيگما روي آورد كه در حال شكست خوردن در بازار رقابت كارخانجات خارجي بود كه محصولاتي با كيفيت بالاتر و هزينه كمتر توليد مي كردند . هنگاميكه يك كارخانه ژاپني كنترل بخشي از كارخانه موتورولا را كه دستگاههاي تلويزيون Quasar را در ايالات متحده آمريكا در سال 1970 توليد مي كرد ، بدست گرفت ، بي درنگ به فكر تغييرات مؤثر در طريقة عملكرد كارخانه افتاد . در مديريت ژاپني ، كارخانه به زودي تلويزيون هايي را با يك بيستم تعداد خرابي كه در مديريت موتورولا توليد مي شد ، توليد كرد . آنها اين كار را با استفاده از همان نيروي كاري ، تكنولوژي و طراحي انجام دادند كه ثابت كرد مشكل از مديريت موتورولا است . سرانجام حتي هيئت مديره موتورولا به اين جمله اعتراف كردند كه : « كيفيت ما بوي تعفن مي دهد » .

مشاهده متن کامل مقاله در قسمت ادامه مطلب

 

سرانجام در نيمه هاي سال 1980 ، موتورولا تصميم به افزايش جدي كيفيت گرفت . Bob Galvin رئيس هيئت مديره در آن زمان ، شروع به حركت در مسير كيفيتي كه به 6 سيگما معروف بود ، كرد . امروزه ، موتورولا بعنوان مظهر كيفيت و سوددهي در جهان شناخته شده است . بعد از اينكه موتورولا جايزه ملي كيفيت Malcolm Baldrige را در 1988 دريافت كرد ، رمز موفقيت آنها به يك شاخه عمومي علم تبديل شد و انقلاب 6 سيگما در جريان افتاد كه امروز اين بحث از هميشه داغ تر است .

در مفهوم رسمي ، اين يك اشتباه است كه فكر كنيم 6 سيگما راجع به كيفيت است . كيفيت بطور سنتي بعنوان پيروي از نيازهاي داخلي تعريف شده كه ارتباط كمي با 6سيگما دارد . 6سيگما مربوط به كمك به سازمان براي داشتن درآمد بيشتر است . براي ارتباط اين موضوع از 6سيگما با بحث كيفيت ، نيازمند تعريف جديدي از كيفيت هستيم .

براي اهداف 6سيگما ، كيفيت را بعنوان ارزشي افزوده كه توسط تلاش در عرصه توليد مي آيد ، معنا مي كنيم . كيفيت به دو شاخه تقسيم مي شود : 1- كيفيت بالفعل و
2- كيفيت بالقوه . كيفيت بالفعل بعنوان بيشترين امكان ارزش افزوده كه به ازاي هر واحد ورودي بوجود مي آيد شناخته شده است . در واقع كيفيت ، ارزش افزوده جاري به ازاي هر واحد ورودي مي باشد . تفاوت بين كيفيت بالفعل و كيفيت بالقوه ، « اتلاف » است . 6سيگما روي بهبود كيفيت تمركز دارد . ( يا كاهش اتلاف كردن ) و اين كار را توسط كمك كردن به سازمان در جهت توليد محصول و سرويس بهتر و سريع تر و ارزان تر انجام مي دهد . بطور رسمي تر ،‌ 6سيگما ، بر جلوگيري از نقص ، كاهش چرخه زمان ، و ذخيره سازي هزينه ها تمركز دارد . برخلاف برنامه هاي كاهش هزينه كه بدون تفكر تنظيم شده اند و ارزش و كيفيت را كاهش مي دهند ، 6سيگما ، هزينه‌هاي بيهوده اي كه هيچ ارزشي را براي مشتري تأمين نمي كند ، شناسايي و آنها را حذف مي كند .

براي سازمان هايي كه از 6سيگما تبعيت نمي كنند ، اين هزينه ها به شدت بالاست . براي نمونه ، كمپاني هايي كه از 3 يا 4 سيگما استفاده مي كنند ،‌25 تا 40 درصد درآمدشان را صرف برطرف كردن مشكلات و عيوب مي كنند . كه اين موضوع به هزينه كيفيت يا بطور صحيح تر : هزينه كيفيت پائين مشهور است . كمپاني هايي كه به 6سيگما عمل مي كنند ، كمتر از 5 درصد درآمدشان را صرف برطرف كردن عيوب
مي نمايند . (نمودار1) هزينه براي اين رخنه و جاي خالي مي تواند بسيار زياد باشد . جنرال الكتريك فضاي خالي بين 3 يا 4 سيگما و 6 سيگما را بين 8 ميليون و 12 ميليون دلار در سال تخمين زده است .

 

6سيگما چيست ؟

6سيگما يك اجراي سخت ، متمركز و بسيار اثربخش براي اصول كيفيت امتحان شده و تكنيك هاست . بهم آميختن عناصري از كار بسياري از پيشگامان كيفيت ، هدف 6سيگما براي رفع خطاهاي موجود در جهت اجراي تجارت آزاد مي باشد . سيگما ، حرفي در الفباي يوناني است كه توسط آمار دانان براي اندازه گيري تغييرپذيري در هر عملياتي مي باشد . كار هر كمپاني باتوجه به درجه سيگماهاي تجارت آن سنجيده
مي شود . كمپاني هاي رسمي بطور نرمال ، 3 يا 4 سيگما را بعنوان درجه هاي عملكرد پذيرفته اند . با اين وجود اين حقيقت آشكار است كه اين عملكردها بين 6200 و 67000 مشكل به ازاي هر يك ميليون فرصت بوجود آمده است . براساس استاندارد 6سيگما، 4/3 مشكل به ازاي هر يك ميليون فرصت ، يك پاسخگو به انتظارات در حال افزايش از سوي مصرف كننده و پيچيدگي گسترده از سوي توليدات و عملكردهاي مدرن مي باشد.

اگر به دنبال يك تكنيك جديد مي گرديد ، خودتان را آزار ندهيد . جادوي 6سيگما در زرق و برق تكنولوژي پيشرفته و آماري نيست . 6سيگما به تلاش ها و متدهاي صحيح كه در طول دهه ها بوجود آمده اند ، تكيه مي كند. درحقيقت 6سيگما از پيچيدگي هاي زيادي كه مديريت كيفيت جامع ( TQM ) را توصيف مي كند ، پرهيز مي نمايد . با يك احتساب ماهرانه پي مي بريم كه بيش از 400 تكنيك و وسيله براي مديريت كيفيت جامع وجود دارد . 6سيگما تعدادي از متدهاي آزموده شده را بر مي گزيند و كادر كوچكي از متخصصان فني را آموزش مي دهد كه به «كمربند مشكي هاي 6سيگما» معروفند تا به درجه بالايي از مهارت و كارايي در استفاده از اين تكنيك ها برسند . بعضي از متدهايي كه توسط كمربند مشكي استفاده مي شوند بسيار پيشرفته اند كه مستلزم استفاده از تكنولوژي كامپيوترهاي به روز مي باشند . اما اين ابزار در يك مدل بهبود عملكرد ساده كه به ( DMAIC ) معروف است كاربرد دارند . ( تعريف كردن ، اندازه گرفتن ،‌ آناليز كردن ، اصلاح كردن ، كنترل كردن ) .

DMAIC به شرح زير است :

( D تعرف كردن اهداف براي يك فعاليت بهسازي . در درجه اول ، اهداف ، آرمانهاي استراتژيك سازمان هستند . مانند : بازدهي سرمايه ( ROI ) بالاتر يا سهام بالاتر بازار . در تراز عملياتي ، يك هدف مي تواند افزايش بازده يك دپارتمان توليدي باشد . در سطح يك پروژه ، هدف ممكن است كاهش ميزان زيان يا افزايش بازده باشد . روش‌هاي انجام داده كاري نيز براي تشخيص فرصت هاي بهبود پتانسيل كاري مفيد مي باشند .

( M اندازه گيري سيستم موجود . بنا نهادن يك سيستم استاندارد اندازه گيري كه قابل اطمينان و معتبر است براي كمك به پيشرفت هاي آگاهي دهنده كه در جهت اهداف تعريف شده است و در مرحله قبل شرح داده شد، مي باشد . با تصميم گرفتن راجع به خط مبناي جاري، شروع مي شود . از تجزيه و تحليل اطلاعات توصيفي و اكتشافي براي كمك به شما در جهت فهميدن اطلاعات كمك مي كند .

( A آناليز كردن سيستم براي تشخيص راههايي در جهت حذف فضاي خالي ميان كارايي جاري سيستم و اهداف خواسته شده مي باشد . كه از ابزار آماري براي هدايت اين تجزيه و تحليل استفاده مي كند .

( I اصلاح كردن سيستم . خلاق بودن در جهت يافتن راههاي جديد براي انجام بهتر ، ارزان تر و سريع تر كارها . با به كارگيري مديريت پروژه و ديگر برنامه ريزي ها و ابزارهاي مديريت در جهت تكميل رويكردهاي جديد و همچنين استفاده از متدهاي جديد آماري براي اعتبار بخشيدن به اين پيشرفت .

( C كنترل سيستم جديد . رسمي كردن پيشرفت با استفاده از اصلاح كردن پاداش ها و سيستم هاي مشوق ، سياست ها ، رويه ها ، برنامه ريزي منابع توليدي ( MRP ) ، بودجه ها ، آموزش هاي عملياتي و ديگر سيستم هاي مديريت . ممكن است شما بخواهيد از سيستم هايي نظير ايزو9000 براي اطمينان دادن به اينكه اسناد صحيحند ، استفاده كنيد .

 

«زيربنا»

يك خصوصيت بسيار قدرتمند 6سيگما ،‌ايجاد يك زيربنا براي اطمينان دادن به اينكه كارايي فعاليتهاي پيشرفت ، داراي منابع ضروري هستند . براساس نظر نويسنده ، شكست در گسترش اين زيربنا اولين دليلي است كه باعث عدم موفقيت 80 درصد از مديريت كيفيت فراگير ( TQM ) در گذشته مي باشد . 6سيگما بهبودها و تغييراتي در كار تمام وقت پرسنل يك سازمان كه ممكن است تعداد كمي باشند اما درصد حياتي از افراد سازمان را تشكيل مي دهند ، ايجاد كند . اين عوامل تغيير تمام وقت ، سازمان دهندگاني هستند كه تغييرات را رسمي مي كنند .

شكل 2 ، منابع انساني الزامي را كه 6سيگما به آنها نياز دارد ، توصيف مي كند .

 

« رهبري »

6سيگما با تغيير در جريان ارزش تجارت بزرگ سر و كار دارد ، كه موانع وابسته به سازمان را از بين مي برد . اين وسيله اي است كه مي توان با آن به اهداف استراتژيك سازمان دست يافت . اين كوشش نمي تواند توسط كسي غير از رئيس هيئت مديره كه مسئول ميزان كارايي سازمان است رهبري شود . 6سيگما بايد آنها را از بالا به پائين انجام دهد .

 

« پشتيباني كردن و پشتيبان »

پشتيباني كردن 6سيگما ، درجة بالايي از منحصر به فرد بودن براي كسي است كه 6سيگما را درك مي كند و متعهد به موفقيت آن است . در سازمان هاي بزرگتر ، 6سيگما توسط يك پشتيبان درجه بالا و تمام وقت ، نظير نائب رئيس هيئت مديره رهبري مي شود . در تمامي سازمانها ، پشتيباني شامل افراد خصوصي كه 6سيگما را در كار روزانه بكار مي برند و از هر فرصتي براي ارتباط با 6سيگما استفاده مي كنند ، ميشود . پشتيبانان، دارندگان فرآيندها و سيستم هايي هستند كه آشكار كردن و هم آهنگ كردن فعاليتهاي در جهت رشد 6سيگما در محدودة مسئوليت خود را برعهده دارند .

 

« كمربند مشكي ارشد »

اين بالاترين درجه تخصص سازماني و فني است . كمربند مشكي هاي ارشد ، رهبري فني برنامه 6سيگما را برعهده دارند . بدين گونه كه آنها بايد تمامي مطالبي كه كمربند مشكي مي داند ، بدانند . از جمله تئوري رياضيات كه متدهاي آماري بر آن استوار است . كمربند مشكي ارشد بايد قادر به حمايت از كمربند مشكي در بكارگيري صحيح متدها در موقعيت هاي غيرمعمول مي باشد . هنگامي كه امكان آن وجود داشته باشد ، آموزش هاي آماري بايد فقط توسط كمربند مشكي ارشد هدايت شوند . در غير اينصورت پديدة آشناي « تكثير خطا » اتفاق خواهد افتاد . براي مثال ، كمربند مشكي خطاها را به كمربند سبز منتقل مي كند و او هم خطاهاي بزرگتري را به اعضاي تيم انتقال مي دهد . اگر نياز باشد كه كمربند مشكي و كمربند سبز آموزش هايي را تدارك ببينند فقط بايد زير نظر كمربند مشكي مدير صورت پذيرد .

براي مثال : ممكن است از كمربند مشكي خواسته شود كه در طول بحث هاي كلاس و تمرينات به مدير كمك كند . به دليل طبيعت موجود در وظايف مدير ، ارتباطات و مهارتهاي آموزشي به اندازه صلاحيت فني ، اهميت دارند .

 

« كمربند مشكي »

كانديدهاي وضعيت كمربند مشكي به طور فني متمايل به وابسته بودن به همتاهاي خود مي باشند . آنها بايد بصورت فعال در روند تغييرات سازماني و توسعه دخالت كنند . كانديدها ممكن است از حوزه هاي وسيعي از هماهنگي باشند و نياز نباشد كه مهندسان يا آماردانان آموزش ديده باشند . هرچند ، چون از آنان انتظار مي رود كه ابزارهاي فني با گوناگوني وسيعي را در زمان نسبتاً كوتاهي مديريت كنند ، كانديدهاي كمربند مشكي ممكن است پيش زمينه اي در دانشكده هاي رياضيات داشته باشند كه معادل ابزارهاي ساده براي تجزيه و تحليل كمي است . پويش در متدهاي آماري بايد يك امتياز بزرگ يا حتي يك پيش نياز را مطرح كند . بعنوان بخشي از آموزش هايشان كمربند مشكي ها 160 ساعت آموزش كلاسي دريافت مي كنند . بعلاوه تك تك آنان رهبري پروژه را از مشاور يا كمربند مشكي ارشد دريافت مي كنند .

كانديدهاي موفق در كاركردن با كامپيوتر آسوده خواهند بود . حداقل ، آنان بايد كار كردن با يك سيستم عامل ، برنامه حسابداري صفحه گسترده ، مديريت پايگاه داده اي، برنامه هاي ارائه و واژه پرداز را بدانند .

به عنوان بخشي از آموزش ، آنان ملزم به كسب مهارت در استفاده از يك يا چند پكيج نرم افزاري پيشرفته تجزيه و تحليل آماري هستند . كمربند مشكي هاي 6سيگما ، معلومات قابل طرح را از مخزن اطلاعات يك سازمان استخراج مي كنند . جهت اطمينان يافتن از دستيابي به اطلاعات مورد نياز ، فعاليتهاي 6سيگما بايد با سيستم اطلاعاتي سازمان به طور تنگاتنگ كامل شود . به روشني ، مهارت ها و آموزش كمربند مشكي هاي 6سيگما بايد قادر به سرمايه گذاري در نرم افزار و سخت افزار باشد . اهميتي ندارد كه اين كارشناسان را با ذخيره چند دلاري در كامپيوتر و نرم افزار فلج كنيم .

 

« كمربند سبز »

كمربند سبزها رهبران لايق و تواناي پروژه هاي 6سيگما هستند كه تيم هاي 6سيگما را شكل مي دهند و پروژه هاي 6سيگما را از شكل اوليه تا اتمام مديريت مي كنند . آموزش كمربند سبزها از 5روز آموزش كلاسي تشكيل‌شده و در پيوستگي با پروژه‌هاي 6سيگما هدايت شده است . اين آموزش ها شامل مديريت پروژه ، ابزارهاي مديريت كيفيت ، ابزارهاي كنترل كيفيت ، حل مشكلات و تجزيه و تحليل اطلاعات توصيفي مي باشد . پشتيباني 6سيگما بايد به آموزش هاي كمربند سبز رسيدگي كند . معمولاً كمربند مشكي هاي 6سيگما به كمربند سبزها كمك مي كنند تا پروژه اولي را به كارآموز معرفي كنند . همچنين به آموزش كمربند سبزها رسيدگي مي كنند و با آنان در پروژه هايشان بعد از آموزش همكاري مي نمايند .

 

« درجات به كارگيري پرسنل و بازده سرمايه گذاري مورد انتظار »

براساس مطالبي كه در اين مقاله ارائه شد ، تعداد پرسنل تمام وقتي كه به 6سيگما اختصاص داده شده ، زياد نيست . برنامه هاي كامل 6سيگما مانند جريان موتورولا ،‌ جنرال الكتريك ، جانسون و جانسون ، الايد سيگنال و ديگران ميانگيني حدود يك درصد از نيروي كاريشان را بعنوان كمربند مشكي اختصاص داده اند . براي هر 10 نفر كمربند مشكي معمولاً حدود يك كمربند مشكي ارشد وجود دارد . يا حدود يك كمربند مشكي ارشد به ازاي هر 1000 كارمند . بطور نمونه يك كمربند مشكي ، سالانه 5 تا 7 پروژه را تكميل مي كند . تيم هاي انجام پروژه توسط كمربند سبز ، يعني كسي كه برخلاف كمربند مشكي و كمربند مشكي ارشد بطور تمام وقت در برنامه 6سيگما استخدام نشده ، رهبري مي شوند .

كمربند مشكي ها كارمندان بسيار ممتازند و اغلب بعنوان كارمند تازه به سمت مديريت كليدي در جاي ديگر كارخانه استخدام مي شوند . پس از گذشت 3سال يا بيشتر از اينكه 6سيگما در جاي خود قرار گرفت ، تعداد كمربند مشكي هاي پيشين به تعداد كمربند مشكي هاي فعال گرايش مي يابد .

پس انداز تخميني در هر پروژه از يك كمپاني به كمپاني ديگر متفاوت است . از گزارشات ميانگيني حدود 150000 تا 243000 دلار آمريكا برداشت مي شود . توجه شود كه اينها ارقامي نيست كه توسط مهندسي مجدد در پروژه هاي بسيار عظيم جمع شده اند . براي يك كمپاني با 1000 كارمند اعداد و ارقام به شرح زيرند :

كمربند مشكي ارشد : يك نفر

كمربند مشكي : 10 نفر

پروژه ها :‌50 تا 70 عدد ( 5 تا 7 عدد به ازاي هر كمربند مشكي )

پس انداز تخميني : 9 تا 6/14 ميليون دلار امريكا ( 580/14 دلار امريكا به ازاي هر كارمند )

محاسبات لازم را براي سازمان خود انجام داده و ببينيد كه 6سيگما براي شما چه كارمي كند . زيرا پس اندازهاي 6سيگما فقط با هزينه هاي بدون ارزش افزوده برخورد مي كند . آنها مستقيماً به خط انتهاي كمپاني شما جريان مي يابند .

 

« اجرا كردن 6سيگما »

بعد از دو تجربه در بهبود كيفيت ، هم اكنون بدنه اي استوار از تحقيقات علمي راجع به تجربيات هزاران كمپاني در راستاي اجراي برنامه هاي اصلي ، نظير 6سيگما ، وجود دارد . محققان دريافتند گسترش موفق 6سيگما ، شامل تمركز روي تعداد كمي از
آيتم هايي با قدرت نفوذ بالا هستند . گام هاي لازم براي اجراي موفق 6سيگما ، جمع آوري و تنظيم عالي اسناد مي باشد .

1)      بهبود عملكرد موفق بايد با مديريت بالا رتبه آغاز شود . كه با فراهم كردن رهبري بالارتبه به وسيله آموزش اصولي و ابزارهايي كه آنها نياز دارند تا سازمان را به موفقيت برسانند ، ميسر مي شود . رهبران بالارتبه براي توسعه يك شالودة مديريتي به منظور پشتيباني 6سيگما از علوم تازه بدست آمدة خود استفاده مي كنند .

2)      سيستم هايي براي بنا نهادن ارتباطات نزديك با مشتريان و مصرف كنندگان و كارمندان و تهيه كنندگان توسعه مي يابند . اين امر در گروه توسعة متدهاي سخت براي فراهم كردن و ارزيابي مشتريان و كارمندان و تهيه كنندگان داخلي مي باشد . مطالعات خط مبنا براي تصميم گيري در نقطه شروع و تشخيص فرهنگي ، سياسي و موانع موجود در رسيدن به موفقيت ، تنظيم شده اند .

3)      نيازهاي آموزشي به سختي قابل تشخيصند . آموختن مهارت هاي پايه اي و اصلاحي جهت اطمينان از اينكه كارمندان مراحل كافي در مهارت هاي رياضياتي و عمومي را گذرانده اند ، الزاميست . مهارتهاي از بالا به پائين براي ابزارهاي پيشرفت سيستم ها و تكنيك ها اعمال مي شوند .

4)      چهارچوبي جهت پيشرفت پروسه هاي متناوب ، ايجاد شده كه شامل مقياسي جهت نمايش موفقيت ها و برنامه ها مي باشد . 6سيگما، بر روي اهداف استراتژيك سازمان ، محرك ها و پروسه هاي تجارت كليدي ، تمركز دارد .

5)      پروسة تجارت در حال پيشرفت ، توسط مديريت يا افرادي با اطلاعاتي مربوط به آن پروسه در هر سطح كاري در كمپاني ، انتخاب مي شود . پروژه هاي 6سيگما به منظور پيشرفت عملكرد تجارت كه با نتايج مالي قابل اندازه گيري مرتبط است ، هدايت مي شود كه اين امر نيازمند علوم جاري در كمپاني
مي باشد .

6)      پروژه هاي 6سيگما توسط تيم ها و كارمندان كمربند سبز هدايت و توسط كمربند مشكي ها حمايت مي شود .

با وجود اينكه نزديك شدن به 6سيگما آسان مي نمايد ، اما به هيچ وجه ساده نيست . اما نتايج ، كوشش هاي بعمل آمده را توجيه مي كنند . تحقيقات نشان داده اند كه مؤسسات بازرگاني كه 6سيگما را بهتر اجرا كرده اند ، در تمامي موضوعات بازرگاني از جمله بازگشت جنس فروخته شده ، بازدهي سرمايه ، رشد استخدام و افزايش قيمت سهام ، بهتر عمل مي كنند .

حال شما چه زماني آمادگي پيوستن به انقلاب 6سيگما را داريد ؟

فهرست منابع و مآخذ :

1)      The Six Sigma Revolution by Thomas Pyzdek .

2)      www.quality America.com

3)      www.pyzdek . com

 

نوشته شده توسط سلامی در سه شنبه 1387/06/05 ساعت 11:38 | لینک ثابت |

آشنايي با نظام five s- 5S

 


5 S خلاصه عبارات Seiri ( سازماندهي ), Seition ( نظم و ترتيب ), Shitsuke (انضباط), Seiso (پاكيزه سازي) و Seiketus (استانداردسازي) مي باشد. 5 S نظامي است كه در ژاپن
بصورت نهادينه مورد استفاده قرار گرفته و نتايج بسيار خوبي را براي واحدهاي صنعتي و خدماتي به ارمغان آورده است. نتايجي كه معمولاً با استفاده از اين روش حاصل مي گردد را مي توان به اختصار به پيشگيري از حوادث , كاهش وقفه كاري , كنترل عمليات توليد و افزايش بهره وري در محيط كار عنوان نمود. بطور كلي هدف نهايي 5 S پيشگيري از اتلاف است. عليرغم اينكه سيستم 5 S به ظاهر خيلي ساده و قابل فهم است و انجام آن اصول نيز خيلي ساده به نظر مي آيد ولي عموماً سازمانها و واحدها براي پياده كردن آن در عمل با مشكلات فراوان روبرو هستند. دليل اين امر را بايد در ظاهر ساده آن جستجو كرد. در واقع تحقق 5 S از آن رو دشوار است كه مديران و پرسنل اجرايي از اهداف و ماموريتهاي آن بصورت صحيح اطلاع كاملي ندارند. بنابراين اجراي نظام 5 S و تدارك بستر مناسب براي انجام آن تا زماني كه اصول آن به خوبي شناخته نشده كاري بسيار دشوار است. به همين خاطر به منظور آشنايي مختصر مديران با اين روش هر يك از اين اصول به اختصار معرفي مي گردند.



1) سازماندهي ( Seiri )
سازماندهي در عام ترين مفهوم آن عبارت است از نظم دادن به كليه اجزاي يك سازمان جهت نيل به اهداف. از ديدگاه 5 S سازماندهي به معناي تشخيص ضرور از غير ضرور , اتخاذ تصميمات قاطع و اعمال مديريت اولويتها براي رهايي از غير ضروريهاست. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• دور ريختن اشيايي كه به آنها نياز نداريد ( جمع آوري و بايگاني مناسب روزنامه ها و صورتجلسات ... ).
• رفع عيوب و خرابيها ( تعمير ملزومات اداري , تجهيزات فني و خودروهاي مورد استفاده... ).
• مبارزه با علل آلودگيها ( استفاده از دستگاههاي تهويه مطبوع , ممنوع كردن كشيدن سيگار در محل كار , حمل و نقل مناسب غذا , استفاده بهداشتي از ذخيره آب... ).
• بازبيني پوششها و محفظه ها به منظور پيشگيري از علل آلودگي ( بسته بندي مناسب قطعات در انبار , استفاده از درزگير در پنجره ها و درپوش براي فاضلابها... ).
• تميز كردن محل كار ( شستشوي مرتب با مواد ضدعفوني كننده , نظافت در انبار , جمع آوري روغنهاي مستعمل... ).
• جلوگيري از آلودگيهاي كف سالنها (شستشوي منظم سالن تعميرگاه , مشبك نمودن جايگاههايي كه آلوده كننده هستند مثل تعويض روغني و نقاشي... ).
• حذف آلودگيهاي گرد و غبار ( استفاده از تهويه مطلوب در انبار و سالن تعميرگاهها , استغاده از فيلترهاي صافي هوا... ).
• سازماندهي انبارها ( استفاده از سيستمهاي نوين انبارداري... ).



2) نظم و ترتيب ( Seito )
نظم و ترتيب به معني قرار دادن اشياء در مكانهاي مناسب و مرتب به نحوي كه بتوان از آنها به بهترين وجه استفاده كرد. نظم و ترتيب راهي است براي يافتن و بكار بردن اشياي مورد نياز , بدون انجام جستجوهاي بيهوده. هنگامي كه هر چيز با توجه به كاركرد و در نظر گرفتن كيفيت و ايمني كار , در جاي مناسب و مشخص قرار داشته باشد , محل كار همواره منظم و مرتب خواهد بود. بدين منظور بايد همه وسايل مورد نياز را دقيقاً شناسايي كرده و كاركرد هر يك از آنها را نيز مشخص نماييم. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• اشيايي را كه غالباً استفاده مي كنيم , در محل كار قرارداده يا با خود حمل كنيم. ( نصب ابزار آلات بر روي بوردهاي مخصوص در تعميرگاهها , تجهيز ميزهاي افراد به ملزومات اداري... )
• اشيايي را كه به ندرت استفاده مي كنيم , در جايي دور از دسترس قرار دهيم. (استفاده از سيستم بايگاني مناسب به طوري كه سوابق كاري سالهاي گذشته در جاهاي دورتري قرار گيرد... )
• اشيايي را كه استفاده نمي كنيم دور بريزيم( دور ريختن برگهاي زائد... ).
• استقرار هر چيز در جاي مشخص و مخصوص به خود ( استفاده از فايلها و قرار دادن ملزومات اداري در جاي خود , استقرار ابزار آلات و تجهيزات در جاي مناسب در تعميرگاهها پس از استفاده... ).
• آوردن و بازگرداندن هر چيز در حداقل زمان ( يافتن سوابق از بايگاني , سهولت دسترسي به ابزار در تعميرگاه... ).
• علامت گذاري محدوده ها و محل استقرار اشياء ( نشانه ها و علائم مربوط به تعميرات در سالن تعميرگاهها , مشخص شدن محل استقرار خودروهاي شركت ).
• نظم و ترتيب در تابلوي اعلانات ( نصب پلاكاردهاي تبليغاتي شركت در جاهاي مناسب... ).
• طراحي اعلانات به نحوي كه خواندن آنها آسان باشد ( استقرار مناسب مانند در معرض ديد بودن , طراحي زيبا و خوانا بودن... ).
• استقرار كاركردي مواد , قطعات در قفسه ها و نظم بخشي به ابزارها و تجهيزات.
( جدا نمودن قطعات معيوب از بقيه در انبارها , چيدن قطعاتها در پالتهاي انبار مطابق با اصول انبارداري , استفاده از سيستم fifo )



3) پاكيزه سازي ( Seiso )
در ديدگاه 5S پاكيزه سازي عبارت از دور ريختن زوائد و پاكيزه كردن اشياء از آلودگيها و مواد خارجي است. به عبارت ديگر پاكيزه سازي نوعي بازرسي است بازبيني و پاكيزگي محيط كار براي حذف آلودگي مورد تاكيد در اين بخش از نظام 5S قرار دارد. برخي از لوازم , تجهييزات و مكانها , لزوماً بايد بسيار پاكيزه و عاري از هر نوع آلودگي نگهداري شوند , بنابراين لازم است كه آنها را دقيقاً شناسايي نموده و بر اين باور بود كه پاكيزه سازي تنها تميز كردن محل كار و لوازم موجود در آن نيست , بلكه پاكيزه سازي امكان انجام بازرسي و بازبيني را نيز بايستي فراهم آورد. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• آسان سازي و پاكيزه سازي و بازبيني ( بازرسي و بازديد مديريتها از مجموعه تحت پوشش خود ...).
• مسئوليتهاي تمامي افراد براي پاكيزگي محل كار ( حفظ نظافت و پاكيزگي محيط كار هر يك از پرسنل ...).
• انجام بازبيني و پاكيزه سازي مستمر جهت رفع مشكلات جزئي
• پاكيزه كردن محلهايي كه از چشم افراد به دور است ( زير ميزها , گوشه هاي اتاق , زير ملزومات اداري و تجهيزات فني ...).
• فعاليتهاي لازم توام با مسابقاتي براي تميز كردن هر چه بهتر ( در نظر گرفتن يك معيار در ارزيابي نمايندگيها و تعيين واحد نمونه در شركت و اختصاص يكي از پارامترهاي ارزيابي ماهيانه پرسنل به امر پاكيزگي محل كار... ).



4) استانداردسازي ( Seiketus )
استانداردسازي عبارت است از كنترل و اصلاح دائمي , سازماندهي , نظم , ترتيب و پاكيزگي. تاكيد اصلي در استانداردسازي متوجه مديريت است كه با استفاده از چك ليستهاي مناسب و استاندارد كردن مقررات با استفاده از نوآوري و خلاقيت , محيط كار را به نحوي استاندارد و كنترل نمايد كه همواره همه عوامل با سرعت و دقت لازم مورد استفاده قرار گيرند. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• استفاده از علائم و نشانه ها ( در سالن تعميرگاهها , انبار و دفاتر اداري... ).
• علامتگذاري محدوده هاي خطر و يا مراقبت خاص ( در انبار مواد شيميايي , تجهيزات با فشار كاركرد با لا ... ).
• علائم نشاندهنده جهت و راهنما ( جهت حركت خودروها در تعميرگاه و استفاده از تابلوي راهنماي واحدهاي طبقات در معابر ورودي ساختمانها... ).
• برچسبهاي نشاندهنده قطعات اصلي ( استفاده از برچسبهاي ويژه شركت از قبيل هولوگرام , باركد و ... ).
• رنگهاي هشدار دهنده.
• علايم مربوط به تجهيزات خاموش كننده (علائم مربوط به زنگ خطر و و.سايل ايمني و راهنماي از سيستم اطفاي حريق ... ).
• تمهيدات پيشگيري از خطا و اشتباه ( آموزش پرسنل در خصوص بروز خطر , تدوين دستورالعملهاي كاري براي استفاده از ابزار آلات و تجهيزات ويژه .. ).
• برچسب مواد حساس.
• برچسبهاي نشاندهنده ميزان دقت ابزار ( نصب ميزان دقت تجهيزات و تاريخ اعتبار و كنترل براي آنها ... ).
• استقرار اشياء به نحوي كه بتوان از آنها سريعاً استفاده نمود و آنها را كنترل كرد.



5) انضباط ( Shitsuke )
انضباط عبارت است از آموزش عادات و توانايي هايي جهت انجام يك وظيفه خاص. نكته اصلي در اينجا ايجاد عادات درست به جاي عادات نادرست است. اين كار را بايد از طريق آموزش شيوه هاي درست انجام كار به افراد و تمرين دادن آنان در اين زمينه , آغاز نمود. همچنين اين تمرينها از طريق وضع مقررات و پيروي جدي از آنها تحقق مي پذيرد. به عبارت ديگر انضباط فرآيندي , تكرار و تمرين انجام يك كار است. مثلاً كاملاً ضروري است كه رعايت مقررات ايمني براي افراد به صورت يك عادت درست درآيد و به اين نكته تاكيد شود كه : انضباط اصلي جدايي ناپذير از ايمني صنعتي است. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:
• تمرين نظم و ترتيب ( آموزش , نظارت مستمر , ارزيابي و پاداش به پرسنل جهت نظم و انضباط ... ).
• تمرين وقت شناسي ( آموزش , استفاده بهينه از زمان , بخصوص در بخش تعميرات در سالنها و برقراري جلسات ... ).
• پوشيدن كفش ايمني.
• تمرين اقدامات ضروري ( استفاده از تجهيزات ايمني ... ).
• توجه به زيباييها و رعايت ظواهر ( استفاده از لباسهاي كار مناسب در تعميرگاه وشركت ... ).
• نگرش مديريت به فضاهاي عمومي ( ايجاد فضاهاي سبز و يا امكانات رفاهي در محل كار... )

نوشته شده توسط سلامی در سه شنبه 1387/06/05 ساعت 11:34 | لینک ثابت |

فرسودگی از نوع شغلی

فرسودگی شغلی

 

آیا تا کنون برای شما وضعیتی پیش آمده است که به دلیل کار زیاد و طولانی مدت , احساس خستگی شدید , بی رمقی یا فرسودگی کنید ؟ اگر پاسخ شما به این سؤال مثبت است در باره آثار , علل و راههای پیشگیری این وضعیت مشکل ساز و در مورد خاصی مرگبار چه می دانید ؟ آیا توجه شما به این نکته جلب شده است که احتمال دارد دلیل بیماری ,  بی علاقهگی یا بی حوصله بودن بعضی از همکاران یا افراد تحت نظارت شما مربوط به کار زیاد و بی وقفه آنان باشد ؟

 

نشانه های مرضی فرسودگی شغلی :

 

1-     فرسودگی جسمی = قدرت کار کردن کم , سردردهای مکرر, تهوع , اختلال در خوابیدن , از دست دادن اشتها

 

2-     فرسودگی هیجانی = افسردگی , احساس در ماندگی و احساس به دام افتادن در کار و شغل

 

3-     افسردگی نگرشی = بد گمانی و سوء ضن نسبت  به دیگران و همچنین نگرش منفی و حقیر کردن خود یا سایرین

 

4-     احساس پیشرفت شخص کم دارند و فرض می کنند در آینده نیز پیشرفتی نخواهد داشت.

 

نشانه های فرسودگی شغلی

 

1-   شاخصهای هیجانی : بی علاقه شدن نسبت به شغل خود , افسردگی , احساس درماندگی و ناتوانی , احساس مورد تأیید و تشویق قرار نگرفتن , احساس جدایی از دیگران و بیگانگی , احساس بی تفاوتی , ملالت و بیزاری

 

2-     شاخصهای نگرشی : بد بینی , بی اعتمادی نسبت به مدیریت سازمان و محل کار خود , گله مندی و بدگمانی

 

3-   شاخصهای رفتاری : تخریب پذیر و پرخاشگر بودن , کناره جویی از دیگران , کاهش توانایی برای انجام دادن وظایف شغلی , محدود شدن فعالیت های اجتماعی و افزایش مشکلات  با مسئولان , رؤسا و همکاران و خانواده

 

4-   شاخصهای روان شنی : احساس خستگی , ابتلا به دردهای عضلانی , سردرد , اختلال در خوابیدن  و اختلال گوارشی و سرما خوردگی های مکرر

 

5-   شاخصهای سازمانی : کاهش رسیدگی به خواسته های ارباب رجوع , تنزل ابعاد اخلاقی و معنوی , افزایش تعداد موارد  خلافکاری , غیبت از کار , ترک شغل و سوانح و حوادث در کار

 

علل فرسودگی شغلی :

 

1- نا آشنا بودن افراد با هدف یا اهداف سازمان یا  قابل درک نبودن این اهداف برای آنان

2-   سیاستهای مدیریت سازمان 

3- شیوه های مدیریت

4- غیر قابل انعطاف بودن  بعضی از قوانین و مقررات

 ۵- ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان

۶- عدم مداخله مدیریت سازمان در امور رفاهی , درمانی و تفریحی کارکنان

۷- عدم بهره گیری از استعداد بالقوه افراد در انجام دادن وظایف شغلی

 8- مبهم بودن نقش فرد در سازمان

 9- عدم رضایت شغلی

 10- فقدان امکانات برای رشد و ترقی

 11- حجم زیاد کار در زمان محدود

 12- واگذلر کردن مسئولیتهای بیش از ظرفیت به افراد

 13- درگیر شدن در احساس تعارض نقش

 14- ناهماهنگی در پرداختها

  15- نا مناسب بودن نظام ارزیابی عملکرد شغلی

 16- فقدان امکانات آموزشی و ناآشنا بودن افراد با وظایف خود

 17- عدم بکارگیری روشهای علمی برای آزمایش و انتخاب و واگذاری تصدی مشاغل به افراد غیر واجد شرایط

 

شیوه های درمان و پیشگیری :

 

1-     حمایت مدیر یا سرپرست , همکاران , دوستان و آشنایان

راهبردهای فردی کنار آمدن مانند تغییر شرایط فیزیکی و روانی کار و اگر  ممکن نبود بعضی از رفتارهای خود را تغییر دهید.

 

۲-استفاده از برنامه های متنوع برای بهبود وضعیت بدنی مانند ورزش کردن و استفاده از برنامه غذایی مناسب

 

۳-روشهای خاص آرامش مانند آموزش نظامدار آرمیدگی یا ریلکس, مراقبه و مانند آن

روشهای بهتر و اثر بخش تر کار را بیاموزید

 

۴-با شرکت در دوره های آموزش مدیریت زمان با شیوه های اثر بخش استفاده از وقت خود آشنا شوید تا با تلاش بیشتر و در زمان کمتر , کار بیشتری انجام دهید.

 

۵-در صورتیکه همه فنون فوق را بکار گرفتید و اثر بخش نبود به طور موقت یا دائم کار یا شغل خود را تغییر دهید.

 

نوشته شده توسط سلامی در شنبه 1386/12/25 ساعت 20:9 | لینک ثابت |

شیوه‌ پیشگیری‌ از فرسودگی‌ شغلی

در جهان امروز توانمندی ، قدرت اقتصادی و رفاه هر کشوری در گرو استفاده بهینه از امکانات ،منابع و نیروی

 

انسانی آن کشور است . در این راستا هر چه نیروی کار شایسته تر و کارآمدتر باشد پیشرفت و توفیق آن کشور

 

در عرصه های گوناگون اقتصادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود. بدون شک در عرصه رقابتهای اقتصادی کارآمد بودن

 

فرد، مؤسسه یا یک کشور در برابر رقبا در صورتی امکان پذیر است که بتوان کار یا فعالیتی مشخص را با کیفیت

 

 برتر، سرعت بیشتر و کوشش کمتر انجام داد. از این رو، سرعت و مهارت از عوامل سازنده کارآمدی به شمار می

 

 آیند. در این مورد کارشناسان و پژوهش گران بر این باورند که کارآمدی هر فرد به عواملی گوناگون مانند استعداد،

 

 هوش ، انگیزش ، کیفیت ماشین و ابزار کار مورد استفاده ، آموزش و تخصص مورد نیاز، شرایط محیط کار،

 

 ملاحظات خستگی زدایی و... بستگی دارد. اهمیت شناخت شیوه های خستگی زدائی بدین منظور است که با

 

 راهکارهای مناسب بتوان از فرسودگی و خستگی بیشتر پیشگیری کرد و این عارضه را در صورت بروز فرسودگی

 

 درمان نمود. در بررسی این عارضه فرسودگی باید بر این نکته آگاه بود که خستگی همانا پیامد کار مداوم و

 

 یکنواخت است که با استراحت آثار آن تدریجاً از بین می رود، اما نشانه های بیماری فرسودگی شغلی متعدد

 

 است و نباید این نوع خستگی مزمن را با خستگی های معمولی و زودگذر اشتباه نمود. یکی از معضلات افراد

 

 مبتلا به فرسودگی ناشی از کار که از فرسایش جسمی رنج می برند، قدرت آنان برای کار کردن کاهش می یابد

 

 و بیشتر اوقات خسته وناتوان هستند. افزون بر این ، نشانه های بیماری فیزیولوژیک مانند سردردهای مکرر، تهوع ،

 

 اختلال در خوابیدن و تغییر عادات مربوط به غذاخوردن (مانند از دست دادن اشتها) در این افراد است . مشکل

 

 دیگر این افراد فرسودگی هیجانی است . افسردگی ، احساس درماندگی و نیز احساس به دام افتادن در کار و

 

 شغل خود، بخشی از مشکلات هیجانی آنها است . افراد گرفتار خستگی شغلی غالباً دچار فرسودگی نگرشی

 

 (از این اختلال غالباً به عنوان دگرسان بینی خود یاد می شود) نیز هستند. این افراد نسبت به دیگران بدگمان

 

 می شوند، این تمایل در آنان ایجاد می شود که با دیگران بیشتر مانند یک شی ء رفتار کنند تا به عنوان یک

 

 انسان و ضمناً نسبت به آنان نیز نگرشی منفی پیدا می کنند. افرادی که دچار فرسودگی شغلی هستند این

 

 تمایل را پیدا می کنند که خود یا شغلی که به عهده دارند، سازمان محل کار خویش و به طور کلی ، زندگی خود

 

 را بی اعتبار جلوه دهند. به بیان دیگر، این افراد جهان اطراف خود را بیشتر با عینک خاکستری نگاه می کنند و

 

 نمی توانند زیباییهای زندگی را ببینند و این احساس را پیدا می کنند که پیشرفت شخصی آنها کند است ، به این

 

 نتیجه می رسند در گذشته نیز قادر نبوده اند پیشرفت شخصی زیادی داشته باشند و می پندارد در آینده نیز

 

 پیشرفتی نخواهند داشت . نشانه های فرسودگی شغلی در شاخصهای گوناگون تجلی می یابد:نخست

 

 شاخصهای هیجانی که توأم با بی علاقه شدن نسبت به شغل خود، افسردگی ، احساس به دام افتادن در

 

 شغل ، احساس درماندگی و ناتوانی ، احساس مورد تأیید و تشویق قرار نگرفتن ، احساس جدایی از دیگران و

 

 بیگانگی ، احساس بی تفاوتی و ملامت و بیزاری و از دست دادن همدلی نسبت به دیگران است که شاخص

 

 های نگرشی مانند بدبینی و بدگمانی نسبت به دیگران ، بی اعتمادی نسبت به مدیریت سازمان محل کار خود،

 

 گله مند شدن از دیگران را در پی دارد. افزون بر این شاخص های رفتاری در افراد مبتلا به عارضه فرسودگی

 

 شغلی قابل تعمق است که از آن جمله می توان ، تحریک پذیری و پرخاشگری ، کناره گیری از دیگران ، کاهش

 

 توانایی برای انجام دادن وظایف شغلی ، محدود شدن فعالیتهای اجتماعی و تفریحی ، افزایش موارد سوء مصرف

 

 دارو،افزایش مشکلات وناسازگاری بامدیران ،کارمندان ،همکاران ،همسروفرزندان رانام برد.شاخصهای روان تنی نیز

 

 بخشی ازعارضه فرسودگی است ،که جلوه هائی از آن عبارتند از: احساس خستگی ، ابتلا به دردهای عضلانی

 

 ، انواع سردردها،بی نظمی درعادات ماهانه در زنان ، تغییر در عادات برای خوابیدن (کم خوابی )، ابتلا به اختلال

 

 گوارشی و سرماخوردگی های مکرر. شاخصهای سازمانی از قبیل : کاهش رسیدگی به خواسته های ارباب

 

 رجوع ، مشتری یا مصرف کنندگان خدمات سازمان ، تنزل ابعاد اخلاقی و معنوی کارکنان ، افزایش تعداد موارد

 

 خلافکاری ، دزدی ، غیبت از کار، ترک شغل و سوانح و حوادث در کار نیز نقشی چشمگیر در رفتار این افراد دارد.

 

 فرسودگی شغلی ممکن است فرد را به تغییر کار یا کناره گیری از آن وادارد. بنابراین با شناخت جنبه های

 

 گوناگون عارضه های فرسودگی شغلی ، شناخت علل آن نیز از اولویت ویژه ای جهت درمان برخوردار است .

 

 همانطور که مطرح شد، عامل اصلی فرسودگی شغلی تحمل فشار روانی ناشی از کار به مدت طولانی و کار زیاد

 

 است . اما متغیرهای دیگری نیز پیدایش این عارضه نقش دارند. برای مثال ، با شناخت اوضاع و احوال و شرایط

 

 متعدد درون سازمانی و نیز ویژگی های شخصیتی فرد، می توان تشخیص داد که آیا وی مبتلا به فرسودگی

 

 شغلی است ؟ افزون بر این با شناخت این عوامل می توان میزان یا شدت این اختلال را نیز تعیین کرد. برای نمونه

 

 ، وقتی فرد احساس می کند تلاش های او در کاری بی فایده و غیر اثر بخش است ،یا این احساس را پیدا می

 

 کند که این نوع تلاشها مورد توجه و قدردانی دیگران قرار نمی گیرد، ممکن است آمادگی لازم را برای ابتلا به

 

 عارضه فرسودگی شغلی پیدا کند، وقتی فرد تحت چنین شرایطی قرارمی گیرد،احساس می کند پیشرفت

 

 شخصی او قابل توجه نمی باشد. افزون بر این ، فرصت های اندک برای ارتقا، وجود قوانین و مقررات خشک و

 

 غیرقابل انعطاف ، این احساس را در فرد ایجاد می کند که سازمان با وی غیرمنصفانه رفتار می نماید، از این رو

 

 نسبت به شغل خود دیدگاهی منفی پیدا می کند. عامل مهم دیگری که می تواند در فرسودگی شغلی تأثیر

 

 داشته باشد، سبک مدیریت و رهبری سرپرست واحد محل کار اوست . برخی پژوهش ها نشان می دهد در

 

 مواردی که ایجاد ارتباط عاطفی با کارکنان و توجه نسبت به رفاه آنان در مدیریت یک سازمان نادیده گرفته می

 

 شود، درصد بیشتری از کارکنان آن سـازمان گرفتـار فرسـودگی شغلـی می شـوند. یکی از عواملی که در بی

 

 رمقی ، تنیدگی یا فرسـودگـی شغلـی نقـش قابـل توجهـی دارد، شیوه ای است که افراد برای کنار آمدن با

 

 فشار روانی ناشی از کار زیاد، به کار می گیرند، بعضی از افراد اساساً تأثیرگذار هستند و فعالانه با رویدادها روبه

 

 رو می شوند و انرژی زیادی را صرف اثرگذاری بر وقایع و محرک های تنش زای پیش بینی شده می کنند. به بیان

 

 دیگر از شیوه کنار آمدن با مشکلات و در عین حال کنترل معضلات استفاده می نمایند. اما برخی اشخاص فقط

 

 واکنش نشان داده و اجازه می دهند تا رویدادها و اتفاقات بر آنان تحمیل شود اما تحمل پذیرش عوارض و نتایج

 

 چنین رویدادها و حوادثی ، ندارند. این روش برخورد را می توان تحمل مشکلات یا فرار از آن نامید. تحقیقات انجام

 

 شده نشان می دهد در مجموع افرادی که برای کنترل مشکلات خود در کار،از راهبردهای مناسب استفاده می

 

 کنند، کمتر دچار فرسودگی شغلی می شوند و ارزیابی آنان از پیشرفت شخصی خود نیز مثبت تراز کسانی است

 

 که از راهکارهای مناسب استفاده نمی کنند. برعکس افرادی که شیوه تسلیم در برابر مشکلات یا فرار از آن را

 

 پیشه می کنند بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و نگرشی (دگرسان بینی خود) قرار می گیرند. نتایج بررسی

 

 ها نشان می دهد روشها و راهبردهای نامناسب که افراد در پاسخ به محرک های تنش زای ناشی از شغل و

 

 زندگی اتخاذ می نمایند، نقش مهمی را در احتمال قربانی شدن آنان و گرفتار آمدن در دام فرسودگی ایفاء می

 

 کند. عوامل دیگری که سبب می شود افراد به فرسودگی شغلی دچار شوند عبارتند از: 1- ناآشنا بودن افراد با

 

 هدف یا اهداف سازمان یا قابل درک نبودن این اهداف برای آنان . 2- سیاستهایی که مدیریت سازمان در ابعاد

 

 مختلف وضع می کندیا در عمل به کار می گیرد. 3 - شیوه های رهبری و مدیریت در سطوح سرپرستی (یا سبک

 

 رهبری سرپرستان واحدها در سازمان ).4- سخت و غیرقابل انعطاف بودن قوانین ، مقررات و آیین نامه ها در

 

 سازمان . 5- ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان و فقدان ارتباط های دوطرفه و از پایین به بالا در

 

 سازمان . 6 - بی توجهی مدیریت سازمان به امور کارکنان (رفاهی ، درمانی ، تفریحی و...) 7- عدم بهره گیری از

 

 همه توان و استعدادهای بالقوه افراد در انجام دادن وظایف شغلی . 8- مبهم بودن نقش فرد در سازمان و در

 

 فرایند تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات ارائه شده توسط سازمان . 9- ناراضی بودن افراد از سازمان یا از

 

 شغل خود. 10- فقدان امکانات لازم برای رشد و ترقی یا ارتقای افراد در سازمان . 11- قرار گرفتن افراد در شرایط

 

کاری که لازم است در زمانی محدود کاری بیش از توان خود انجام دهند. 12- واگذار کردن مسئولیتهای بیش از

 

ظرفیت افراد به آنان و ترس از توانایی برای انجام دادن این مسئولیتها. 13- گرفتارشدن در شرایط تصدی نقش های

 

متعارض که طی آن نقشهایی به عهده فرد گذاشته می شود که با هم در تعارض اند. 14- هماهنگ نبودن میزان

 

پرداخت حقوِ و مزایا با میزان کاری که انتظار می رود افراد در سازمان انجام دهند. 15 - نامناسب بودن نظام

 

ارزیابی عملکرد شغلی افراد و جایگزین شدن رابطه به جای ضابطه در سازمان . 16- فقدان امکانات مناسب و اثر

 

بخش آموزشی برای کارکنان سازمان و ناآشنا بودن آنان با وظایف شغلی خود.17- عدم به کارگیری روشهای

 

عملی برای آزمایش و انتخاب افراد و واگذاری تصدی مشاغل به افراد غیرواجد شرایط . 18 - ناآشنایی کامل افراد

 

به وظایف شغلی خود از همان آغاز ورود به یک سازمان . شناخت عوامل و عناصر مؤثر در ایجاد فرسودگی

 

شغلی : این سئوال را همواره در فراروی مدیران پرکار و مسئول قرار می دهد "هنگامی که فرد دچار عارضه یا

 

اختلال فرسودگی شغلی شد، آیا راهی برای رهایی او از این وضع بیماری زا وجود دارد؟" خوشبختانه پاسخ این

 

سؤال مثبت است و شواهد و یافته های جدید علمی بیانگر این واقعیت است که امکان بهبود و بازگشت سلامتی

 

برای این فرد وجود دارد. زیرا با ارائه کمک های مناسب فرد می تواند از فرسودگی جسمی و روانی رهایی یابد.اگر

 

از میزان فشارهای روانی وارد بر افراد کاسته شود، اگر افراد مبتلا به فرسودگی شغلی مورد حمایت سرپرست

 

واحد محل کار خود، همکاران ، دوستان و آشنایان قرار گیرند، اگر این افراد برای خود تفریحات سالم و سرگرمی

 

های خارج از محل کار داشته باشند،حداقل بعضی از آنان نگرشهای مثبتی نسبت به کار خود پیدا می کنند و

 

بازدهی آنها در کار مانند سابق می شود. البته باید در نظر داشت که این نوع ترمیم یا کسب توان مجدد در

 

شرایطی حاصل می شود که فرد به خود کمک کند و با به کارگیری راهبردهای درست ، خود را از دام فرسودگی

 

شغلی رها سازد. پژوهشگران و محققین علوم روانکاوی پیشنهاد می نمایند در صورتی که از فرسودگی شغلی در

 

رنج هستیدیا می خواهید از مبتلا شدن به آن مصون بمانید اقدامات زیر را انجام دهید: 1- در صورت امکان شرایط

 

فیزیکی یا روانی کار خودرا تغییر دهید و چنانچه قادر به ایجاد چنین تغییراتی نمی باشید، بعضی از رفتارهای خود را

 

تغییر دهید و مسئولیتی را که از عهده انجام دادن آن بر نمی آیید، قبول نکنید. 2- از برنامه های متنوع برای بهبود

 

وضعیت بدنی خود استفاده کنید و اوقات خاصی از شبانه روز را به ورزش کردن اختصاص دهید و از برنامه های

 

غذایی مناسب استفاده کنید. بدین ترتیب مقاومت بدن شما در مقابل فرسودگی ناشی از فشارهای روانی مربوط

 

به کار و خستگی شغلی افزایش می یابد. 3- از روشهای خاص ایجاد آرامش (ریلکسیشن ) استفاده کنید و در

 

 همان جلسه اول متوجه خواهید شد که تا چه میزان در ایجاد آرامش برای شما مؤثر واقع می شود. تاکنون برای

 

ایجاد حالت آرامش روشهای گوناگونی معرفی شده است (مثل آموزش نظامدار آرمیدگی ، مراقبه و...) شما می

 

توانید ضمن آشنایی با این روشها از طریق شرکت در جلسات آموزشی شیوه های مقابله با فشار روانی . 4-

 

روش های کارآمد برای انجام کارها دنبال کنید. زیرا اگر روشهای بهتر و اثر بخش تر برای انجام دادن کارها را تجربه

 

کنید، متوجه می شوید همیشه روشی بهتر برای انجام دادن هر وجود دارد. 5- برای رفع خستگی کارگران می

 

توان در کار روزانه آنها تغییراتی داد و با جابجا کردن آنها تنوعی در کارشان به وجود آورد، البته این تنوع باید طبق

 

اصول و برنامه صحیح انجام پذیرد. همچنین می توان محیط های مناسب کارگری به وجود آورد و با تنظیم برنامه

 

های تفریحی و دسته جمعی خستگی روزانه آنها را کاهش داد. 6- ازروشهای گوناگونی مانند ایجاد علاقه ، دادن

 

آگاهی درمورد نتیجه کار، دوره های استراحت کوتاه مدت بهره گرفت ، خواب کافی و رفتن به دامن طبیعت نیز در

 

تقلیل استرس ناشی از کار مؤثر است . اما افزون بر راهبردهای مطرح شده به این واقعیت انکارناپذیر نیز باید نظر

 

داشت که مدیران می توانند در حل این معضل نقش کلیدی داشته باشند، زیرا یکی از وظایف مدیریت هر

 

سازمانی آن است که موجباتی را فراهم آورند تا فشارهای وارد بر افراد در سازمان ، تخفیف پیدا کند. بنابراین

 

راهکارهای مختلفی نیز وجود دارد که با استفاده از آنها مدیریت هر سازمانی می تواند مانع از وارد آمدن محرکهای

 

تنش زا بر کارکنان شود. از این رو، به مدیران علاقه مند به سلامت جسمی و روانی کارکنان خود پیشنهاد می

 

شود برای پیشگیری از فرسودگی ناشی از کار به این راهکارها عمل نمایند: 1- افرادی را به کاری بگمارید که نه

 

تنها به آن علاقه مند باشند بلکه از ویژگیهای شخصیتی لازم برای انجام دادن درست وظایف شغلی برخوردار

 

باشند. زیرا چنانچه مناسبترین فرد برای تصدی مسئولیتهای یک شغل انتخاب شود، احتمال وارد آمدن تنشهای

 

روانی به او کمتر است ، بنابراین احتمال ابتلای او به عارضه فرسودگی شغلی نیز کاهش می یابد. برای دستیابی

 

به این هدف ، بهترین راه آن است که از روشهای علمی آزمایش و انتخاب استفاده کنید و در صورت نیاز از همکاری

 

متخصص روانشناسی بهره بگیرید.2- برای متصدیان مشاغل گوناگون سازمان ، دوره های آموزشی مناسب

 

تشکیل دهید و مراقب باشید که برنامه ریزی طراحی و اجرای چنین دوره هایی براساس نتایج حاصل از تجزیه و

 

تحلیل شغل شرکت کنندگان در دوره آموزشی انجام گیرد. 3 - امکاناتی را فراهم آورید که مهارتهای افراد بسته به

 

موضوع مسئولیت کاری آنها، افزایش یابد. زیرا اگر فرد نتواند بر موقعیت شغل خود تسلط داشته باشد، فشار روانی

 

زیادی را تحمل می کند. 4- شرایط خطرآفرین در سازمان را به حداقل برسانید و امکاناتی را فراهم آورید که افراد در

 

معرض خطر و محرکهای تنش زای اضافی قرار نگیرند. به عنوان نمونه دچار برِ گرفتگی یا سانحه و حادثه نشوند. 5-

 

شبکه های ارتباطی در سازمان را بهبود بخشید به گونه ای که کیفیت و کمیت ارتباط ها در سازمان ، در بهترین

 

وضع خود باشند و اطمینان حاصل کنید که افراد می توانند نظرات و شکایات ، پیشنهادات و انتقادات خود را در

 

رابطه با هر فرد یا موضوع ، به راحتی و بدون ترس و نگرانی و به شیوه ای منطقی ارائه دهند. در غایت مدیران می

 

توانندبا رفتار سنجیده خود به کارمندان بیاموزند چگونه بدون ترس و نگرانی با سرپرست یا مدیر خود وارد گفتگو

 

 شوند. ( منبع : اطلاعات فنی ایران )

 

نوشته شده توسط سلامی در پنجشنبه 1386/12/02 ساعت 20:28 | لینک ثابت |

ایمنی کار و ارزیابی خطر ( دكتر جواد عدل )

مقدمه
در زبان عاميانه كار به صورت آنچه كه فرد به عنوان يك شغل انجام مي‌دهد تا درآمدي داشته باشد تعريف مي‌شود. ولي به عبارت دقيق‌تر، كار عبارتست از استفاده از جسم و فكر يك فرد براي انجام يا ساختن چيزي بشرط آنكه جنبه استراحت و بازي نداشته باشد (1). طبيعي است كه بشر در انجام هر كاري هدفِ بدست آوردن نتيجه بيشتر و بهتر و مرغوبتر را دنبال مي‌كند. وقتي از فكر و جسم انسان به خوبي و به درستي استفاده شود نتيجه كار بهتر و بيشتر و مورد پسندتر خواهد بود. اگر تجهيزات و ابزاري كه براي سرعت بخشيدن به انجام كار و ممكن ساختن كار‌هاي عظيم مورد استفاده انسان قرار مي‌گيرند بخوبي نگهداري شده و همواره آماده ارائه خدمات باشند نتيجه حاصل از كار را براي زمان‌هاي طولاني تداوم بخشيده و ازدياد آنرا ميسر مي‌سازند. دقت در انتخاب و كيفيت مواد و مصالح مورد استفاده در انجام كار و همين طور دقت در كيفيت انجام خودِكار و محصول بدست آمده درجه تقاضا و مقبوليت محصول را افزايش مي‌دهد. به همين دليل امروزه مسايل و موضوعات مختلفي چون نيروي كار (شامل انتخاب، دانش، آموزش، مهارت و تواناييهاي جسمي و ذهني و . . .)، روش‌هاي كاري (مطالعه و تغيير روش‌ها به منظور دستيابي به روش‌هاي ساده، ممكن، كارآ و كم هزينه و . . .)، تجهيزات و ابزار كار (شامل طراحي و ساخت مناسب، روش‌هاي استفاده بهينه، برنامه هاي تعمير و نگهداري و . . . .) و كيفيت (شامل كيفيت مواد مصرفي، مياني و محصول، كيفيت انجام كار و . . .) بسيار مورد توجه قرار گرفته و به صورت رشته هاي خاص مورد مطالعه پيوسته انسان مي‌باشند.
اما نكته اي كه قابل ذكر است اينكه وقتي انسان در انجام كار به ميزان بسيار ناچيزي از درستي انجام كار دور مي‌شود (كه در بسياري از موارد اين دور شدن كاملا غيرعمد و بعضا به دلايلي اجباري است) نتيجه كار لطمه بزرگي مي‌خورد و آنطوريكه بايد بهتر و بيشتر و مورد پسندتر باشد نمي‌گردد. يا اينكه وقتي در انتخاب مواد اوليه و كيفيت آنها دقت كافي مبذول نمي‌گردد (كه مي‌تواند بدلايل اقتصادي، جغرافيايي، سياسي و . . . باشد) منجر به پايين آمدن كيفيت محصول و نتيجه كار مي‌گردد. مواقعي كه ابزار و تجهيزات كار بخوبي نگهداري نشده و بدرستي مورد استفاده قرار نگيرند ضمن كوتاه شدن عمر كاري آن‌ها در بعضي مواقع شكستگي، فرسودگي و از كار افتادگي زودرس پيش آمده و باعث لطمه وارد شدن به اهداف انسان مي‌گردد. همه اين اتفاقات يعني پايين آمدن كيفيت محصول و نتيجه كار و كم شدن آن نسبت به تلاشي كه براي انجام كار مبذول شده، از همان ابتدا كه بشر شروع به كار نموده وجود داشته است و به همين دليل يكي ديگر از موضوعاتي كه مورد توجه انسان قرار گرفته ايمني كار مي‌باشد.
از همان آغاز بشر به فكر اين بوده كه در انجام هر كاري جنبه ايمني آنرا مورد مطالعه قرار داده و از اتفاقاتي كه منجر به كاهش ميزان محصول يا نتيجه كار و پايين آمدن كيفيت آن و هدر رفتن نيرو و تلاش‌هاي فراوان صرف شده براي انجام كار ميگردند جلوگيري نمايد. مثال زير توجه انسان اوليه به ايمني كار را بخوبي نشان مي‌دهد.
بشر اوليه وقتي تلاش نمود كه سنگي را با كمك نيروي بازو طوري بشكند يا باصطلاح امروزي طوري بتراشد كه لبه نسبتا نازك و تيزي داشته باشد تا بتواند مثلا بدن حيوان شكار شده را ببرد خيلي زود متوجه شد كه پس از انجام كار، آن قسمت از سنگ كه بدست گرفته بود باعث وارد شدن صدمه به دست او شده است و لذا با پيچيدن برگ درخت به دور آن ميزان صدمه وارده به دست را كاهش داد. اين همان فكر و توجه به ايمني كار مي‌باشد.


ايمني كار
همانطوريكه در مقدمه اشاره شد ايمني كار يعني تلاش براي جلوگيري از آنچه كه باعث كاهش ميزان محصول يا نتيجه كار و پايين آمدن كيفيت آن و هدر رفتن نيرو و تلاش‌هاي صرف شده در انجام كار ميگردد. امروزه ايمني كار به صورت‌هاي مختلفي چون پيشگيري از حوادث يا داشتن سطح قابل قبول ريسك‌هاي مختلف موجود در انجـام كار تعريف شـده اسـت. يكـي از بهتـرين تعـاريف عبارتسـت از ميـزان يا درجـه فرار از خطرات (Degree of freedom from hazards) قسمت اصلي در اين تعريف، فرار از خطرات مي‌باشد و كلمه ميزان يا درجه براي تعيين محدوده و مرز بكار رفته است. به مثالي كه در مورد بشر اوليه در مقدمه اشاره شد توجه كنيد. بشر اوليه مي‌توانست براي جلوگيري يا كاهش ميزان صدمه به دست يك يا چند برگ درخت را روي دسته سنگ بپيچد. طبيعي است كه هرچه تعداد برگ‌هاي درخت پيچيده شده بيشتر باشد ميزان صدمه به دست در حين انجام كار كمتر مي‌شود. از طرف ديگر زياد شدن تعداد برگ‌هاي پيچيده شده مانعي در انجام راحت و درست كار به شمار مي‌آيد. بنابراين به خود آن انسان اوليه بستگي داشت كه تصميم گرفته و از يك يا چند برگ درخت استفاده نمايد. اگر دست‌هايش بزرگ و قوي بود بخوبي از عهده گرفتن دسته سنگ با چند لايه برگ برمي‌آمد و برعكس. پس مي‌توان گفت كه هر شخص، هر صنعت، هر كارخانه، هر سازمان و هر كشوري بايد خود تصميم بگيرد كه ميزان يا درجه فرار از خطرات يا ايمني چقدر باشد. اين بستگي درجه يا ميزان ايمني به خود هر سازمان و كشور يكي از عمده ترين دلايلي است كه موجب شده تا امروزه ايمني نتواند، همانند كيفيت و محيط زيست به صورت استاندارد‌هاي بين المللي مطرح شود. تصميم گيري در مورد اين ميزان يا درجه ايمني به عوامل مختلفي مربوط مي‌شود كه عبارتند از :
 
1) دانش و آگاهي : هرچه سطح دانش و آگاهي يك فرد، صنعت يا سازمان بالاتر باشد بيشتر تمايل خواهد داشت كه ميزان ايمني را بالاتر ببرد. مثلا اگر در صنعتي ميزان صداي موجود بالا باشد و افراد مشغول به كار و مسئولين صنعت، به موضوع آلودگي صدا و اثرات آن در سلامتي انسان‌ها و حد مجاز قرار گيري در معرض صدا در طول ساعات كار، آگاهي داشته باشند طبيعي است كه به فكر رفع و كنترل صدا خواهند بود. در غير اين صورت اصلا به وجود صدا پي نخواهند برد.
 
2) توانايي‌هاي مختلف : اگر صنعت مورد نظر، امكانات مالي خوبي نداشته باشد با وجود تمايل مسئولين و افراد مشغول به كار در آن صنعت براي رفع و كنترل خطر آلودگي صوتي امكان انجام كار مهمي ممكن نخواهد بود. به همين ترتيب ساير امكانات نظير امكانات فيزيكي، اجتماعي، سياسي و تكنولوژيكي به صورت مانعي در بالا بردن درجه فرار از خطر خواهند بود. ميزان يا درجه ايمني، نشانگر آن است كه ايمني قابل اندازه گيري است. با تعيين مقدار آن هم مي‌توان وضعيت ايمني يك صنعت يا سازمان را در يك زمان خاص معين ساخت و هم با مقايسه وضعيت ايمني موجود در دو زمان مختلف در مورد برنامه هاي ايمن سازي و ارتقاء سطح يا درجه ايمني صنعت يا سازمان در دوره محدود به دو زمان مزبور اظهار نظر نمود.
شناسايي خطرات (Hazard Identification)
 پس از روشن شدن مفهوم ميزان يا درجه در ابتداي تعريف ايمني به قسمت اصلي آن يعني فرار از خطرات يا دوري گزيدن از خطرات مي‌پردازيم. براي آنكه بتوان از خطرات دوري كرد يا باصطلاح از آن‌ها فرار كرد بايد در وهله اول آن‌ها را شناسايي نمود و قبل از هر چيز بايد خود خطر را تعريف كرد :
 
تعريف خطر
شرايطي كه داراي پتانسيل يا بالقوه گي وارد آوردن آسيب بدني و خسارت مالي به انسان باشد را خط مي‌نامند. خطر داراي انواع مختلفي است كه از آن جمله مي‌توان به خطرات زير اشاره نمود :
 
1) خطرات فيزيكي (Physical hazards) مانند تغيير فاز، انتقال گرما، تبخير و ايجاد سرما
2) خطرات شيميايي (Chemical hazards) مانند قابليت اشتعال، قابليت انفجار، ناپايداري و ميل تركيبي فراوان
3) خطرات تهديد كننده سلامتي (Health hazards) هر ماده شيميايي يا هر جسم ديگري كه طبق مدارك علمي موجود مي‌تواند در هنگام قرارگيري انسان در معرض آن‌ها اثرات سوء آني (Acute effects) يا درازمدتي (Chronic effects) در سلامتي انسان داشته باشد. از جمله مواد شيميايي مزبور مي‌توان به انواع زير اشاره كــرد: مـواد Carcinogen، مـواد سمـي (toxic agents) يا reproductive toxins ، مواد تحريك كننده (irritants) مواد خورنده (Corrosives) ، مواد حساسيت زا  (Sensitizers)، مـوادي كه بـه كبد صدمـه مي‌زنند (hepatotoxins) ، مواديكه به كليه ها آسيب مي‌رسانند (nephrotoxins)، مواديكه روي سلول‌هاي عصبي اثر دارند (neurotoxins) ، مواديكه در مكانيسم توليد خون اثر سوء دارند،  مواد آسيب رسان به ريه ها، پوست و چشم‌ها.
 
بنابراين شناسايي خطرات يعني شناسايي و تشخيص شرايط موجود در محيط كار يا زندگي انسان. بعضا اين شرايط به آساني قابل تشخيص مي‌باشند و متخصصين ايمني، همانند يك پزشك به هنگام رويارويي با يك بيمار، با مشاهده دقيق يك فعاليت يا يك وضعيت يا محيط كار، بسياري از خطرات را تشخيص مي‌دهند. اين نوع شناسايي خطر را اصطلاحا تحت عنـوانWalking, talking through method مي‌خوانند كه درست شبيه ويزيت و معاينه كردن بيمار توسط يك پزشك مي‌باشد. بسياري از شرايط هم هستند كه به آساني قابل تشخيص و شناسايي نبوده و نياز به استفاده از روش‌هاي پيچيده، پرهزينه و زمان بر دارند. درست نظير پزشكي كه براي تشخيص بيماري نياز به نمونه برداري و انجام آزمايش‌هايي دارد، در شناسايي خطرات هم روش‌هاي مشابهي  وجود دارند. امروزه نزديك به 127 روش يا تكنيك شناسايي خطرات وجود دارد كه به تدريج و با گذشت زمان در جريان توسعه علم ايمني ابداع و بكار برده شده اند.  بعضي از اين تكنيك‌ها خطرات خاصي را مورد شناسايي قرار مي‌دهند و بعضي ديگر براي شناسايي خطرات بالقوه يك فعاليت يا دستگاه خاص بوجود آمده اند. در جدول شماره 1 ـ  اسامي تعدادي از اين تكنيك‌ها ارائه شده است.


ارزيابي خطرات (Hazard Assessment)
پس از شناسايي خطرات برنامه كنترل خطرات اجراء مي‌شود تا خطرات شناسايي شده به كلي از بين برده شده  يا به نوعي تحت كنترل در آيند. اينكه برنامه كنترل خطر را بايد از كدام خطر يا خطرات آغاز نمود نياز به تعيين اولويت‌هاي خطرات دارد. براي تعيين اولويت خطرات، اولين كار محاسبه ريسك آنها مي‌باشد. ريسك هر خطر از حاصل ضرب احتمال تبديل شدن آن خطر به حادثه (احتمال وقوع حادثه) در پي آمد حاصله يا شدت حادثه به دست مي‌آيد. هم احتمال وقوع و هم پي آمد حادثه هر دو به صورت عدد بيان مي‌شوند و معمولا با توجه به گذشته و تاريخچه وقوع حوادث محاسبه مي‌گردند. چنانچه در صنعتي حوادث اتفاق افتاده به طور دقيق ثبت نشده و در نتيجه محاسبه احتمال وقوع و پي‌آمد از حوادث امكان پذير نباشد مي‌توان با توجه به آمار صنايع مشابه در نقاط مختلف كشور يا حتي جهان اين ارقام را محاسبه كرد. به همين دليل است كه ثبت حوادث و نگهداري اطلاعات مربوطه حائز اهميت فراوان مي‌باشد. آنچه كه در محاسبه ارقام مورد بحث مهم است اين است كه اگر احتمال وقوع در مورد يك حادثه خاص يا در مورد يكي از خطرات شناسايي شده بر حسب مثلا درصد بيان شود بايد در مورد بقيه خطرات نيز بر حسب درصد معين شود. پي آمد هم به همين ترتيب است يعني اگر در مورد يكي از خطرات بر حسب مقدار كل خسارت وارده يا بر حسب تعداد كل روزهاي از دست رفته محاسبه شود بايد در مورد كليه خطرات به همين ترتيب عمل شود. در غير اين صورت، ريسك هر خطر به صورت مجزا و يك عدد بيان مي‌شود و قابل مقايسه با ساير ريسك‌ها نخواهد بود.
  با محاسبه ريسك مربوط به كلّيه خطرات شناسايي شده ليستي تهيه مي‌شود كه در آن ريسك‌هاي بزرگتر يا بيشتر در اول و ريسك‌هاي كوچكتر يا كمتر در آخر ليست قرار مي‌گيرند و بدين ترتيب اهميت و اولويت خطرها نسبت به همديگر تعيين ميگردد. پس از آماده شدن اين ليست با توجه به خط مشي ايمني (Safety policy) صنعت يا سازمان مورد مطالعه به خطرات مختلف ضرايبي داده مي‌شود. مثلا اگر خطرات مربوط به يك دستگاه خاص كه با ارز خارجي خريداري شده و به دليل كمبود منابع ارزي از اهميت خاصي برخوردار است به آن‌ها ضريبي بيشتر از يك (در مقايسه با ساير خطرات و اهميت آن‌ها) تعلق مي‌گيرد. اين نوع اهميت دادن‌ها در خط مشي ايمني مشخص مي‌شود. حالا اگر خطري ضريب 2 داشته باشد ريسك مربوط به آن در 2 ضرب مي‌گردد. پس از دادن ضرايب مربوط به تك تك خطرات ليست دقيق اولويتي آن‌ها با توجه به ريسك ضرب شده در ضريب تهيه مي‌گردد.امروزه سعي مي‌شود كه پس از تدوين خط مشي ايمني، ماتريس ريسك (Risk matrix) نيز تهيه گردد. در ماتريس ريسك كه نمونه اي از آن در شكل 1 نشانداده شده احتمال وقوع در محور X ‌ها و پي آمد حادثه در محور y ها برده مي‌شود. از جمله نقاط لازم در خط مشي ايمني تعيين سطح يا ميزان ريسك پذيري يا ريسك قابل قبول صنعت يا سازمان مي‌باشد كه به صورت خطي در ماتريس ريسك مشخص مي‌گردد. وقتي ليست ريسك‌هاي خطرات شناسايي شده تهيه شد همه آن ريسك‌ها را به ماتريس ريسك منتقل مي‌كنند. آندسته از ريسك‌هايي كه در پايين خط سطح ريسك پذيري قرار دارند خودبخود از ليست خطرات قابل كنترل حذف مي‌شوند و ريسك‌هاي قرار گرفته در بالاي سطح ريسك پذيري، مورد توجه قرار گرفته و بين خود به همان ترتيب فوق الذكر (با در نظر گرفتن ضرايب اهميت آن‌ها) تعيين اولويت شده و براي اجراي برنامه كنترل خطرات آماده مي‌شوند.

برنامه كنترل خطرات (Hazard Control Program)
برنامه كنترل خطرات از چند مرحله زير تشكيل يافته كه به ترتيب آمده اند و بايد در مورد هر خطر به ترتيب عنوان شده، اجراء شوند يعني اول مرحله 1 از اعمال كنترلي مورد توجه قرار مي‌گيرد و اگر خطر قابليت اجراي مرحله اول را نداشت در مورد آن مرحله 2 اجراء مي‌شود.
1)از بين بردن يا حذف خطر (Hazard Elimination)
براي كنترل هر خطر اوّل بايد تلاش شود كه به ترتيبي خطر از بين برده شده يا حذف گردد و معمولا با خطر ديگري جايگزين مي‌گردد. اين كار با تغيير تكنولوژي و فرآيند يا تعويض و جايگزيني مواد عملي مي‌گردد. طبيعي است وقتي فرآيندي تغيير يافت و خطر مورد بحث از بين رفت در فرآيند جديد هم خطر يا خطراتي وجود خواهد داشت كه بايد همواره سعي شود تا انتخاب فرآيند جديد به صورتي باشد كه خطرات جديد از نظر ميزان ريسك در منطقه پايين خط سطح ريسك پذيري مشخص شده در ماتريس ريسك قرار داشته باشند و ديگر نيازي به كنترل مجدد نباشد. به عنوان مثال مي‌توان به تغيير رنگ‌هاي اتومبيل از سيستم حلاّلي مرسوم به سيستم آبي جديد اشاره نمود كه در آن پايه يا  base  رنگ‌ها از حلال‌هاي آلي به آب تبديل شده و بدين ترتيب خطر حلال‌ها (خطرات تهديد كننده سلامتي) از بين رفته و سيستم جديد ديگر خطري از اين بابت ندارد.
2)محدود سازي خطر (Hazard Limitation)
وقتي امكان از بين بردن و حذف خطر وجود نداشته باشد بايد سعي نمود كه به نوعي خطر محدود گردد. محدود سازي مي‌تواند هم از نظر مكاني (جغرافيايي) و هم از نظر زماني و هم از نظر گروه افراديكه درمعرض خطر قرار دارند عملي گردد. مثلا عدم صدور مجوز صنعتي براي اطراف شهر‌ها و ايجاد شهرك‌هاي صنعتي در كشور نمونه اي از محدود سازي كليه خطرات صنايع به يك منطقه بنام شهرك صنعتي مي‌باشد. ممنوع ساختن ورودافراد متفرقه به داخل انبار مواد شيميايي (فقط انبار دار حق رفتن به داخل انبار دارد) نيز نوعي محدود سازي مي‌باشد و بالاخره اجراي عمليات تعمير و نگهداري در شيفت روز (طبق برنامه نگهداري) نوعي محدودسازي زماني است.


3)استفاده از طرح‌ها و دستگاههاي ايمني (Use of safety devices)
دستگاه هاي ايمني همانطور كه از نام آن‌ها پيداست دستگاه هايي هستند كه ايمني سيستم را فراهم مي‌نمايند و داراي انواع متعددي مي‌باشند كه به عنوان نمونه به چند نوع زير اشاره مي‌شود :
 
3ـ1) دستگاه هايي كه به خاطر سيستم، از بين مي‌روند (Fail-safe devices : FSD)
اين دستگاه ها به هنگام خطر از كار مي‌افتند يا به عبارت دقيق تر متوقف مي‌شوند و سيستم را در حالت ايمن نگهداري مي‌كنند. به عنوان نمونه مي‌توان به فيوز برق در ورودي ساختمان يا دستگاه اشاره كرد كه به محض بروز اشكال در سيستم برق رساني (خطر مدار كوتاه يا كشيده شدن بار زيادتر از حد) مي‌سوزد و باعث نجات سيستم يا دستگاه مي‌شود. وقتي فيوز  عمل كرد برق ساختمان يا دستگاه به كلي قطع و كار دستگاه متوقف مي‌شود. به همين دليل فيوز و امثال آنرا دستگاه هاي FSD از نوع  انفعالي (Passive) مي‌نامند. بعضي از اين نوع دستگاه ها هستند كه پس از عملكرد، كار سيستم يا دستگاه را در حداقل سطح ايمن، حفظ مي‌كنند و باعث متوقف شدن كامل كار سيستم نمي‌گردند. آن‌ها را دستگاه هاي FSD  از نوع عملياتي (Operational)  مي‌نامند.
 
3ـ2) قفل‌هاي ايمني (Safety Locks)                                                                                  قفل‌هاي ايمني بر سه نوع مي‌باشند :
الف) قفل‌هاي دروني (Lock-ins) قفل‌هايي كه خطر را در داخل به صورت محبوس نگه مي‌دارند و اجازه نمي‌دهند كه در معرض باشند. مثل قرار دادن سموم در يك هود يا قفسه مخصوص و قفل كردن درب آن. بدين ترتيب هيچكس بجز در مواقع ضروري و افراد با تجربه نمي‌تواند دسترسي به سموم داشته باشد و خطر سموم در داخل قفسه به صورت قفل شده مي‌ماند. قفل پست‌ها و تابلوهاي برق نيز از اين نوع مي‌باشند.
ب) قفل‌هاي بيروني (Lock-outs) قفل‌هايي كه بر عكس نوع اول خطر را در بيرون نگه داشته و اجازه ورود نمي‌دهند. بستن در‌ها و پنجره ها و كلّيه روزنه ها به هنگام آلودگي هوا يا نشت گاز در محوطه صنعتي نوعي Lock-out  مي‌باشد كه خطر آلاينده ها را در بيرون نگه داشته و از ورود آن‌ها به داخل سالن و منزل جلوگيري مي‌نمايد. كليد‌هاي برق ضدانفجار نوعي از اين قفل‌ها به حساب مي‌آيند كه در محيط‌هاي داراي گازهاي قابل اشتعال و انفجار نصب مي‌گردند.
ج) قفل‌هاي خودكار (Inter-locks)قفل‌هايي كه بطور خودكار و با بروز يك خطر، جريان بالا دستي يا كار سيستم را در بالا دست متوقف مي‌سازند تا خطري بوجود نيايد. مثلا در ديگ‌هاي بخار اين نوع قفل با كم شدن جريان آب ورودي به ديگ كه خطر انفجار را در پي دارد بطور خودكار شير فلكه گاز ورودي به مشعل را مي‌بندد و از بالا رفتن بيش از حد درجه حرارت در داخل ديگ جلوگيري مي‌نمايد. در ماشين‌هاي تراشكاري به محض باز كردن حفاظ شفاف روي قطعه كار قفل مزبور عمل كرده و برق موتور ماشين تراشكاري را قطع مي‌نمايد تا هيچ بخشي از قسمت‌هاي گردان در دسترس تراش كار نباشد.


 
3ـ3) دستگاه هاي تن به ضرر كم دادن (Minor Loss acceptance)
اين دستگاه ها باعث مي‌شوند كه با وارد شدن يك ضرر و زيان كم از ضرر و زيان‌هاي بزرگتر جلوگيري شود. مثلا صفحاتي بنام Rupture disk كه در مخازن يا ظروف تحت فشار نصب مي‌شوند و به محض بالا رفتن فشار داخل مخزن از حد مجاز تركيده و فشار را در مسير خاصي آزاد مي‌سازند و بدين ترتيب از انفجار مخزن تحت فشار جلوگيري مي‌نمايند.
 
3ـ4) مانيتور‌ها (Monitors)
با اينكه بسياري از مانيتور‌ها براي نشاندادن وضعيت يك فرآيند، طراحي و نصب مي‌شوند و در جهت بهبود كيفي كار و محصول آگاهي‌هاي لازم را در اختيار انسان قرار مي‌دهند ولي تعداد زيادي از آن‌ها هم شرايط و موقعيت‌هاي پيش آمده خطرناك را به انسان نشان مي‌دهند تا با اقدامات لازم از وقوع حادثه پيشگيري نمايد. به عنوان مثال كيلومتر شمار اتومبيل در سرعت‌هاي پايين يك مانيتور به منظور اهداف تكنيكي است تا راننده با ديدن سرعت ماشين و موتور به موقع دنده عوض كرده و استفاده بهينه از موتور داشته باشد. ولي همين مانيتور در سرعت‌هاي بالاتر از80 كيلومتر در ساعت به عنوان يك دستگاه ايمني عمل مي‌كند و به راننده پيش آمدن حالت خطرناك را نشان مي‌دهد و هيچگونه كار تكنيكي را دنبال نمي‌نمايد.
 
3ـ5) دستگاه هاي هشدار دهنده (Warning devices)
از آنجاييكه انسان به دلايل مختلفي نظير فراموشكاري، خواب آلودگي و بي توجهي در بسياري از مواقع به مانيتور‌ها توجه نكرده و حالات خطرناك پيش آمده را متوجه نمي‌شود هميشه در كنار مانيتور‌ها دستگاه هاي هشدار دهنده ضرورتا نصب مي‌شوند تا توجه انسان را به حالات و موقعيت‌هاي خطرناك پيش آمده كه توسط مانيتور‌ها نشان داده مي‌شوند جلب نمايد. مثلا در صنايع شيميايي به محض بالا رفتن مقدار گاز‌هاي خطرناك در داخل دستگاه ها يا در محيط كار و رسيدن عقربه مانيتور به نزديك حالات خطرناك هشدار دهنده هاي صوتي (آلارم) عمل كرده و توجه انسان‌ها را جلب مي‌نمايد. هشدار دهنده هاي بينايي به صورت روشن شدن لامپ يا چشمك زدن لامپ عمل مي‌كنند.


4) استفاده از طرح‌هاي فرار و بقاء (Escape & survival)
سه مرحله فوق الذكر در برنامه كنترل خطر مخصوص جلوگيري از تبديل شدن خطر به حادثه بودند و اصطلاحا اعمال كنترلي قبل از وقوع (Pre - event) ناميده مي‌شوند. حالا به سه مرحله ديگر برنامه كنترل خطر پرداخته مي‌شود كه به منظور كاهش پي آمدهاي تبديل شدن خطر به حادثه مي‌باشند و اصطلاحا بنام اعمال كنترلي بعد از وقوع (Post - event) خوانده مي‌شوند. هدف در اين مراحل كاهش تا حد امكان پي آمدهــاي حـوادث مي‌باشــد كــه در چهـار بخــش صدمـــات جزئــي (Minor injuries)، صدمــات ناتـوان كننـده  (Disabling injuries) ، بيماري‌هاي ناشي از كار (Work-related diseases)وخسارات مالي خلاصه شده اند.
طرح‌هاي فرار و بقاء به آن منظور طراحي، ساخته و نصب مي‌شوند كه انسان بتواند به محض وقوع حادثه خود و دارايي‌هاي خود نظير مواد و تجهيزات را از مهلكه دور كرده و نجات دهد. بهترين مثال براي اين گونه طرح‌ها راه هاي فرار اضطراري (Exit) بخصوص در مواقع آتش سوزي است. هدف از ايجاد راه هاي فرار اضطراري به عنوان يك طرح فرار وبقاء نشان مي‌دهد كه وجود هر راه اضافي در يك محيط كار يا ساختمان نمي‌تواند راه فرار اضطراري تلقي شود. اينگونه راه ها بايد علاوه بر مقاوم بودن در برابر حريق عاري از دود و گاز‌هاي ناشي از حريق بوده و حرارت هواي داخل آن‌ها قابل تحمل براي انسان باشد تا بتواند از طريق آن‌ها خود را به سلامت از مهلكه دور كرده و به يك جاي امن برساند. از اين نوع طرح‌ها براي خارج ساختن مواد شيميايي از مهلكه وجود دارد كه نمونه بارز آن‌ها در مخازن مواد نفتي با سقف شناور نصب مي‌شود.


5) سيستم‌ها و دستگاه هاي امداد (Rescue)
سيستم و دستگاه هايي هستند كه به منظور امداد رساني به شخص گير افتاده در حادثه و بعضا به منظور نجات مواد و دستگاه ها طراحي و نصب مي‌شوند. مثلا امروزه سقف اتومبيل‌ها را به صورت يكپارچه با روزنه اي در قسمت بالاي سر راننده طراحي مي‌كنند. اين روزنه داراي ابعادي در حدود 65 سانتي متر بوده و تقريبا مربعي شكل است و دريچه اي به كمك ضربه يا پيچ آنرا در محل سقف اتومبيل مي‌بندد. به هنگام وقوع حادثه مخصوصا مواقعي كه حادثه در خارج از شهر‌ها و جاده هاي دور افتاده باشد پيدا كردن گاز استيلن و دستگاه برش سقف بسيار مشكل و نياز به زمان زياد دارد. زماني كه براي راننده مجروح و در حال خونريزي بسيار اهميت دارد. با خارج ساختن دريچه مزبور، كه به آساني امكانپذير است، راننده به موقع از خدمات امداد رساني بهره مند مي‌گردد.


6) جداسازي (Isolation)
آخرين مرحله در برنامه كنترل خطرات، جدا سازي مي‌باشد. يعني وقتي نتوانستيم در مورد يك خطر از مراحل قبلي كنترل استفاده كنيم يا اينكه استفاده از مراحل قبلي در حد لزوم كفايت نكرد بايد به مرحله جداسازي پرداخته شود. اين مرحله مخصوصا در مورد آندسته از خطراتي كه با توجه به قوانين و مقررات، اصلا خطر تلقي نمي‌شوند مانند وجود بعضي آلاينده هاي شيميايي در هواي محيط كار به ميزان كمتر از حد مجاز كه قانونا به صورت مشكل مطرح نمي‌گردد ولي در دراز مدت باعث بيماري‌هايي چون سردرد‌هاي مزمن و ناراحتي‌هاي عصبي و . . . مي‌گردد بسيار مفيد و كاربردي است.
جداسازي يعني جدا كردن فيزيكي يا ايجاد مانع بين فرد و خطر يا بين دستگاه و خطر كه از قرار گرفتن فرد يا دستگاه در معرض خطر جلوگيري مي‌نمايد. در انبار‌هاي مواد شيميايي اگر وسعت كافي موجود باشد بين مواد شيميايي مختلف مخصوصا بين مواد ناسازگار (Incompatible chemicals) بايد فاصله كافي (طبق استاندارد‌هاي موجود) در نظر گرفته شود كه نقش جداسازي را ايفا مي‌نمايد. وقتي وسعت انبار كافي نباشد مواد را نزديك بهم انبار مي‌كنند ولي بين آن‌ها ديواري به ارتفاع حداقل 5/1 متر بالاتر از سطح مواد انبار شده ايجاد مي‌نمايند تا به عنوان جدا كننده عمل نمايد (2). اين نوع جداسازي فيزيكي مخصوصا در طراحي كارخانه هاي صنعتي بسيار مورد توجه قرار دارد.


لوازم يا وسايل حفاظت فردي (Personal protective equipment PPE)
 مهمترين نمونه از سيستم‌هاي جداسازي است وقتي امكان پيشگيري از نشت گاز در مواقع عادي يا اضطراري وجود نداشت يا به درجات پايين وجود داشت ماسك‌هاي تنفس در اختيار قرار مي‌دهيم تا افراد با پوشيدن آنها سيستم تنفسي و حتي در مواقع خاص پوست خود را از آلاينده ها حفاظت نمايند يا جداسازي كنند و بتوانند به سلامت از محيط آلوده خارج شده و خود را ايمن نگه دارند. لازم به يادآوري است كه نقش اصلي لوازم حفاظت فردي همين جداسازي است و بايد به هنگام وقوع حالت نامناسب و جهت دور شدن از محيط آلوده يا جدا بودن از خطر مورد استفاده قرار گيرند.


 

نوشته شده توسط سلامی در دوشنبه 1386/09/19 ساعت 22:30 | لینک ثابت |

PB ( سرب )

سرب  Pb 82
         

سرب عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Pb و عدد اتمی 82 وجود دارد.سرب عنصری سنگین ، سمی و چکش خوار است که دارای رنگ خاکستری کدری می باشد .هنگامیکه تازه تراشیده شده سفید مایل به آبی است اما در معرض هوا به رنگ خاکستری تیره تبدیل می شود.از سرب در سازه های ساختمانی ، خازنهای اسید سرب ، ساچمه و گلوله استفاده شده و نیز بخشی از آلیاژهای لحیم ، پیوتر و آلیاژهای گدازپذیر می باشد.سرب سنگین ترین عنصر پایدار است.

 

خصوصیات قابل توجه


سرب فلزی است براق ،انعطاف پذیر، بسیار نرم ، شدیدا" چکش خوار و به رنگ سفید مایل به آبی که از خاصیت هدایت الکتریکی پایینی برخوردار می باشد.این فلز حقیقی به شدت در برابر پوسیدگی مقاومت می کند و به همین علت از آن برای نگهداری مایعات فرسایشگر ( مثل اسید سولفوریک) استفاده می شود. با افزودن مقادیر خیلی کمی آنتیموان یا فلزات دیگر به سرب می توان آنرا سخت نمود.

 

کاربردها


کاربردهای اولیه سرب عبارت بودند از:سازه های ساختمانی ، رنگدانه های مورد استفاده در لعاب سرامیک و لوله های انتقال آب. کاخها و کلیساهای بزرگ اروپا دروسایل تزئینی ، سقفها ، لوله ها و پنجره ها یشان دارای مقادیر قابل توجهی سرب هستند.این فلز ( در حالت عنصری) پس از آهن ، آلومینیم ، مس و روی بیشترین کاربرد را دارد.موارد استفاده معمولی سرب به شرح زیر است :

 

در باطریهای اسید سرب ، در اجزای الکترونیکی ، روکش کابل ،مهمات ، در شیشه CTR ها، سرامیک ،شیشه های سربدار( به glass making مراجعه شود) ، لوله های سربی ( اگرچه استفاده از اتصالات سربی در لوله های آب آشامیدنی در دهه 90 در آمریکا قانونی شد ، امروزه کاربرد آنچنانی ندارند) در رنگها( از سال 1978 در آمریکا وبه تدریج از دهه 60 تا دهه 80 در انگلستان ممنوع شد اگرچه رنگ سطوح قدیمی می توانست تا 50% وزن از سرب باشد) آلیاژها،پیوتر، اتصالات و مواد پر کننده دندان.همچنین در بامها بعنوان درزگیر برای محافظت اتصالات در برابر باران مورد استفاده قرار می گیرد.در گازوئیل ( بنزین) بعنوان تترا اتیل و تترا متیل سرب برای کاهش صدای موتور کاربرد دارد(pre-detonation ، pre-ignitionو pinking هم نامیده می شود) فروش بنزین سربدار در آمریکا از سال 1986 و در اتحادیه اروپا از سال 1999 ممنوع شد.
سرب یک ابررسانا با دمای بحرانی K=20/7 c T ( 95/265 – درجه سانتیگراد)؟ می باشد.

 

تاریخچـــــــه

 

به علت فراوانی سرب ( هنوز هم اینگونه است) ، تهیه آسان، کارکردن آسان با آن ،انعطاف پذیری و چکش خواری بالا و پالایش راحت ، حداقل از 7000 سال پیش مورد استفاده بشر می باشد.در کتاب خروج ( بخشی از انجیل) به این عنصر اشاره شده است.کیمیاگران می پنداشتند سرب قدیمی ترین فلز بوده و به سیاره زحل مربوط می شود.لوله های سربی که نشانه های امپراتوری روم را حمل می کردند هنوز هم بکار می روند.نشان Pb برای سرب خلاصه نام لاتین آن plumbum است.
در اواسط دهه 80 تغییر مهمی در الگوهای پایان استفاده از سرب بوجود آمده بود.بیشتر این تغییر ناشی از پیروی مصرف کنندگان سرب آمریکا از قوانین زیست محیطی بود که بطرز قابل ملاحظه ای استفاده از سرب را درمحصولات بجز باطری از جمله گازوئیل، رنگ،اتصالات و سیستمهای آبی کاهش داده یا حتی حذف کرد.

 

جداسازی


سرب محلی در طبیعت یافت می شود اما کمیاب است.امروزه معمولا" سرب در کانیهایی همراه با روی ، نقره و ( بیشتر) مس یافت می شود و به همراه این مواد جدا می گردد.ماده معدنی اصلی سرب گالن(PbS) است که حاوی 6/86% سرب می باشد.سایرکانیهای مختلف و معمول آن سروسیت ( PbCO3 ) و انگلسیت (PbSO4) می باشند.اما بیش از نیمی از سربی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرد بازیافتی می باشد.

سنگ معدن بوسیله مته یا انفجار جداشده سپس آنرا خرد کرده و روی زمین قرار می دهند.بع از آن سنگ معدن تحت تاثیر فرآیندی قرار می گیرد که در قرن نوزدهم در Broken Hill استرالیا بوجود آمد.یک فرآیند شناورسازی ، سرب و دیگر مواد معدنی را از پس مانده های سنگ جدا می کند تا با عبور سنگ معدن ، آب و مواد شیمیایی خاص از تعدادی مخزن که درون آنها دوغاب همیشه مخلوط می شود ، عصاره ای بوجود آید.درون این مخزنها هوا جریان یافته و سولفید سرب به حبابها می چسبد و بصورت کف بالا آمده که میتوان آنرا جدا نمود.این کف ( که تقریبا" دارای 50% سرب است) خشک شده سپس قبل از پالایش به منظور تولید سرب 97% سینتر می شوند. بعد ازآن سرب را طی مراحل مختلف سرد کرده تا ناخالصیهای(ریم) سبک تر بالا آمده و آنها را جدا می کنند.سرب مذاب با گداختن بیشتر بوسیله عبورهوا از روی آن وتشکیل لایه ای از تفاله فلز که حاوی تمامی ناخالصیهای باقی مانده می باشد تصفیه شده و سرب خالص 9/99% بدست می آید.

 

ایزوتوپهــــــــــــا


سرب بطور طبیعی دارای چهار ایزوتوپ پایدار است : Pb-204(1.4%)-Pb-206(24.1%)-Pb-207(22.1%)-Pb-208(52.4%).سرب 206-207 و208 همگی پرتوزاد بوده و محصولات پایانی زنجیره فروپاشی پیچیده ای هستند که به ترتیب درU-238 ،U-235 وTh-232 رخ می دهند.نیمه عمرهای مساوی این آرایشهای فرسایشی بسیار متغیر است به ترتیب:
9 10 ،04/7 X 8 10X 47/4 و4/1 X 10 10سال .هر کدام از آنها به نسبت Pb-204 تنها ایزوتوپ پایدار غیر پرتوزاد گزارش می شود.ترتیب نسبتهای ایزوتوپی برای بیشتر مواد معدنی طبیعی 0/30 –00/14 برای Pb-206/Pb-204، 15-17 برای Pb-207/Pb-204 و 50-35 برای Pb-208/Pb-204 می باشد اگرچه نمونه های بسیار زیادی خارج از این حوزه در نوشته ها به چشم می خورد.
اثرات سرب بر روی سلامتی
سرب فلزی نرم است که طی سالیان متمادی کاربردهای بسیاری داشته است. این عنصر از 5000 سال قبل از میلاد در محصولات فلزی، کابلها و خطوط لوله کاربرد داشته است اما در نقاشی و آفت کشها هم کاربرد دارد. سرب یکی از چهار فلزی است که بیشترین عوارض را بر روی سلامتی انسان دارد. سرب از راه غذا (65%)، آب (20%) و هوا (15%) وارد بدن انسان می شود.
غذاهایی مانند میوه، سبزیجات، گوشت، دانه ها، جانوران دریایی، نوشیدنی ها و شراب حاوی مقدار زیادی سرب هستند. دود سیگار هم مقدار اندکی سرب دارد.
سرب با خوردن لوله های انتقال آب، وار آب آشامیدنی می شود. اگر آب اندکی اسیدی باشد، احتمال خوردگی بیشتر است. به همین علت است که در سیستمهای تصفیه اب، باید pH آب آشامیدنی مناسب داشته باشند.
تا جایی که ما می دانیم سرب در بدن انسان عملکردی ندارد و تنها پس از جذب از راه غذا، هوا یا آب باعث آسیب بدن می شود.
سرب اثر ناخواسته ای را به دنبال دارد که عبارتند از:
-اختلال بیوسنتز هموگلوبین و کم خونی
-افزایش فشارخون
-آسیب کلیه
-سقط جنین و نارسی نوزاد
-اختلال سیستم عصبی
-آسیب مغز
-ناباروری مرد و آسیب اسپرم
-کاهش قدرت یادگیری در بچه ها
-اختلالات رفتاری در بچه ها مانند پرخاشگری و بیش فعالی
سرب از راه جفت وارد بدن جنین می شود. به همین علت، سرب باعث آسیب جدی سیستم عصبی و مغز جنین می شود.

نوشته شده توسط سلامی در دوشنبه 1386/09/19 ساعت 18:30 | لینک ثابت |

پنموکونیوز ها

اولین بار زنکر در سال ۱۸۶۶ میلادی بیماری های ریوی حاصل از گردوغبار را پنموکونیوز نامید . پنموکونیوز از لحاظ لغوی به معنی "ریه حاوی گرد و غبار " است .

پنمو کونیز ها به دو دسته تقسیم می شوند :

۱) پنموکونیوز خوش خیم . در این دسته گرد وغبار دارای ناخالصی های سمی نبوده و سبب تخریب ساختار آلوئولی ریه و فیبروز کلاژنی نمی شوند ( کوارتز موجود در آنها کمتر از ۰۱/۰ است ).

گرد و غبار هایی که پنموکونیوز خوش خیم می دهدند
فیوم های اکسید آهن ( سیدروزیس )
فیوم های قلع ( استانوز )
فیوم های ترکیبات حاوی باریوم ( باریتوزیس )
فیوم های آنتیموآن
فیوم های اکسید تیتانیوم
بخارات ناشی از اسید کرومیک

 

۲) پنموکونیوز های کلاژنوس یا فیبروتیک

این پنموکونیوز کشنده نیست ولی تا آخر عمر گریبان گیر فرد می باشد و منجر به از کار افتادگی و علیل شدن شخص خواهد شد . شایع ترین گرد و غبار های مولد پنموکونیوز کلاژنی در جدول ذیل آورده شده است :

گرد و غبار سیلیس
گرد و غبار کوارتز
گرد و غبار دیاتوم ها
گرد و غبار بریلیوم
آزبست
گردو غبار ذغال
گردو غبار گرافیک
کربن سیاه
گردو غبار آلومنیوم
گردو غبار تالک

نوشته شده توسط سلامی در پنجشنبه 1386/07/26 ساعت 16:0 | لینک ثابت |

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط سلامی محفوظ است.طراحی شده توسط yas-Design
This Template Desined by Yas-Design Group